گیلانیان
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ Wednesday, 10 August , 2022
فوریه 24, 2012 کد خبر : 7346 دسته‌بندی نشده

تاملي بر رفتار انتخاباتي برخي از فعالان سياسي :

از ریش ها تا ریشه هایی که می زنند !

از ریش ها تا ریشه هایی که می زنند !

اختصاصی گیلانیان : روزهای انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری بود، انتخاباتی دو قطبی که یک طرف آن ناطق نوری قرار داشت و طرف دیگر سید محمد خاتمی که سرانجام به پیروزی خاتمی و شکل گیری جریان اصلاح طلبی در جامعه ایرانی منتهی شد، در آن روزها دوستی داشتم که در ستاد مخالف خاتمی فعالیت می کرد، با آنچنان آتشی که شما فکر می کردی که خود او کاندیداست! در همان روزهای اولیه پیروزی انتخابات جبهه مخالف این دوست عزیز، دیدم او تقدیر نامه ای از ستاد خاتمی را به پاس تلاش صادقانه اش در انتخابات و عضویت در ستاد مردمی خاتمی زیر میزش قرار داده و این بار از این طرف غش کرده بود که به وی گفتم فلانی پس آن همه آتش آن روز ها چه بود! گفت من در اصل وابسته به این طرف بودم ، آن طرف ها برای رد گم کردن بود!
بعدها انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی اتفاق افتاد روزهایی آتشین برای شعارهای اصلاح طلبی که در این میان با مروری به فعالیت های تبلیغاتی برخی کاندیداها، چهره های تابلویی را می دیدی که با چرخش ۳۶۰ درجه ای در رفتار و شعار هایشان در کنار اصلاح ریش و ظاهر خود، پا در کفش اصلاح طلبی کرده بودند و حتی برای نشان دادن غلظت اصلاح طلب بودن خود چند عکس با پوستر خاتمی رئیس جمهور محبوب آن دوران که نماد اصلاح طلبان بود را هم می انداختند و شعار “ایران ما ” سر می دادند و ترانه های ای ایران در ستادهای خود پخش می کردند و انگار نه انگار که تا دیروز جمال دیگری داشتند و مرام دیگری و به دنبال اصولی دیگر بودند!
دوران خاتمی که به پایان می رسید شاهد برگزاری انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بودیم و موج روشنفکری و خودباوری در اردوگاه اصلاح طلبی به حدی رسیده بود که بواسطه همین محاسبات و داشتن دوستان آنچنانی، طیف پیروز انتخابات دوره هفتم، به گمان پیروزی دیگر، میدان داران و مدعیان بسیاری وارد میدان رقابت کرد که نتیجه آن شد که بعدها دیدند با یک تاکتیک و استراتژی حساب شده مات رقابت با کسی شدند که اصلا او را باور نداشتند!
در این دوران هم که برخی احساس می کردند برنده رقابت ها همانی است که همه چیز فکر می کردند در دست اوست، شب ها با ستادهای او شام می خوردند و صبح که می شد در محفل دیگری ادای وظیفه داشتند و سرانجام آن شد که پس از قطعی شدن نتیجه انتخابات دوره نهم به یک باره پرچم ها با باد حوادث چرخش دیگری پیدا کرد. ریش های تراشیده شده ظرف چند روز دوباره سبز شد و اصلاحات فراموش و به اصول خود بازگشتند و این بار زیر چتر نام دیگری مدال آور شدند و تقدیر ها گرفتند تا چند صباحی دیگر به پست هایشان تکیه بزنند و این همان بود که در این مسیر لباس اصولگرایی و اصلاح طلبی در هم آمیخت و کسی نفهمید که سرانجام چه شد! حالا بماند روزهای انتخابات ریاست جمهوری دهم و چپ و راست شدن اصولگرایی و اصلاح طلبی که خود داستان مفصلی دارد!
این روزها هم شاهد برگزاری انتخاباتی دیگر هستیم که از قضا در دل جریان اصولگرایی قرار است اتفاقی بیافتد زیرا هر آن کس هم که اگر سودای اصلاح طلبی پیشه کرده بود و یا در آن اردوگاه نامی از او بود یا می ترسید با این نام وارد شود و یا از ابتدا چنان ضرب شستی به او نشان دادند که قادر به رقابت نشد و از گردونه خارج شد و حال هم می بینیم که در این میان بازار تکذیب اصلاح طلبی داغ است همان گونه که در دوره ششم مجلس بازار تکذیب اصولگرایی از ترس انگ خوردن داغ بود!
با نگاهی به رویدادهای اطرافمان و وجود چهره هایی نا مطمئن در سرنوشت کشور آنچه از همه مهم تر است بازشناسی رفتارهای سودجویانی است که در فضاهای خاکستری و شلوغی و دعواهای سیاسی راه منفعت خویش را در پیش می گیرند و از این منظر آسیب های بسیاری را به جامعه بویژه اعتماد عمومی وارد می کنند.
بازشناسی رفتار افراد سودجو نقش بسیار مهمی در اصلاح امور دارد زیرا این افراد با نفوذ در جریان های اصلی سیاسی و به انحراف کشاندن آنها ثمره ای جز آنچه امروز در جامعه می بینیم ، ندارند و هر از گاهی با زدن و یا پر پشت کردن ریش خود به دنبال سوء استفاده کردن از موقعیت ها و زدن ریشه های اعتماد عمومی به نظام می روند ؛ زیرا در اصل اصلاح طلبی و اصولگرایی چیزی جدای از راه سرافرازی ایران اسلامی نیست و به عبارت دیگر آنچه که با مروری بر خواستگاه این دو جریان می توان یافت ، راهی است که به اعتلای جامعه ایران  اسلامی ختم می شود چون اصولگرایی یعنی بازگشت به اصول و ‌آرمانی های انقلاب اسلامی و این یعنی عدالت طلبی و عدالت طلبی یعنی قرار گرفتن هر چیز جای خودش و از آن سو اصلاح طلبی هم یعنی اصلاح هر آنچه کجروی در آرمان های انقلاب و نظام است و قرار دادن قطار رشد و توسعه و بالندگی جامعه ایران اسلامی در ریل درست و این هم یعنی عدالت و قرار گرفتن هر چیز در مسیر خود.
پس آنچه در این بین موجب انحراف مسیر اصلاح طلبی و اصولگرایی می شود وجود جریان ها و افراد سودجویی است که با فتنه انگیزی در جامعه و غبار آلود کردن فضای سیاسی از آب گل آلود ماهی می گیرند و راه را بر توسعه ایران اسلامی می بندند و آنچه در این دوره از انتخابات مهم است شناخت این چهره هاست که زیاد هم سخت نیست، تنها کافی است روش و منش آنان را در چرخش حوادث سیاسی کشور و زد و بند های پشت پرده آنان را کمی رصد کرد تا راهمان گم نشود!

اخبار مرتبط

نظرات

  • مقاله جالبی بود . البته شاید مناسب یادآوری باشد که نویسنده ی محترم این مقاله ، خود یکی از همین هایی است که به حدیث نفس از آن ها پرداخته و رفتارهای گذشته و فعلی خود را از یاد برده است ! . زیرا کسانی که حداقل به تورق مطبوعات گیلان می پردازند ، ایشان و روزنامه … و رفتارهای چندلایه و فرصت طلب هایی آن را در سال های قبل و اینک ، به خوبی می شناسد .
    نویسنده عزیز ، حق با شماست . علت عقب ماندگی گیلان ، رفتارهای چندگانه و چندلایه جناب عالی و همین کسانی است که شما از آن ها نام بردید و اسم خودتان را از میان آنها خط زدید!

*

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

تولیدکنندگان استان در صف اول قطع برق؛

کریم خرسندی مژدهی

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

مدیر مسئول روزنامه کیهان نوشت:

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

متاسفم مطلبی برای نمایش وجود ندارد