گیلانیان
یکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ Sunday, 7 August , 2022
دسامبر 24, 2012 کد خبر : 15701 دسته‌بندی نشده مذهبی

پاسخي براي اسلام ستيزان :

اسلام ؛ دین منطق یا شمشیر؟

اسلام ؛ دین منطق یا شمشیر؟

اختصاصی گیلانیان : جنگ ، یکی از اموری است که از ابتدای حضور بشر بر روی کره ی زمین ، با زندگی او درآمیخته و در همه حال با وی همراه است. نگاهی به تاریخ جنگ های کوچک و بزرگی که از گذشته تا به امروز در جهان رخ داده ، به ما ثابت می کند که جنگ ، بخش ناگزیری از زندگی ِصاحبان زر و زور و تزویر بین المللی است. برخورداری از هنر ایجاد جنگ های منطقه ای ، نژادی و مذهبی موجب شده که قدرتمندان گیتی روز به روز بر ثروت های افسانه ای خویش بیافزایند و جیب ملت های صاحب منابع غنی زیرزمینی را بیش از پیش خالی کنند.

غربیان در طول قرن های گذشته با استفاده از حربه ی اختلاف اندازی ، نظامی گری ، کشورگشایی و تجاوز مداوم و مستمر به آب و خاک بومیان ساکن قاره های مختلف نشان دادند که به امر «جنگ افروزی» با دیدگاه استراتژیک می نگرند و اگر گاهی سخن از صلح و دوستی ، زندگی مسالمت آمیز ، حقوق بشر و آزادی های فردی و اجتماعی به میان می آورند ، فقط جهت فریب دادن ملت ها و دولت ها است نه چیز دیگر.

شگفت آن که غربیان ، وقتی نوبت به خودشان می رسد که مفاهیم ساخته شده توسط خویش را رعایت کنند به راحتی از انجام وظیفه شانه خالی کرده و به بهانه ی « امنیتی بودن موضوع » یا دهها توجیه دیگر ، تمامی قراردادهای سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و مذهبی را زیر پا می گذارند.

آنگاه همین غربی ها در پوشش «شرق شناسی» و اعزام دانشمندان خود به مشرق زمین ـ بخصوص کشورهای اسلامی ـ و حضور در دانشگاه های آن ها تلاش کردند که جنگ طلبی خود را که از ویژگی های آشکار و برجسته ی خودشان است به دین مقدس اسلام و مسلمین نسبت دهند و از این رهگذر به اهداف اصلی خود که تسلط بر ساختارهای زیربنایی آفریقا ، آسیا ، آمریکای مرکزی و جنوبی و… ، دست یابند.

اینک به بخشی از شعارهای برخی از شرق شناسان اروپایی و آمریکایی که در میان آنان افرادی از مسیحیان ، یهودیان ، لائیک ها ، فراماسون ها و صهیونیست ها نیز وجود دارند ، توجه می نماییم :

«اسلام ، دین شمشیر است!» ، «اسلام ، به وسیله ی شمشیر سربازان مسلمان در کشورهای مختلف ، به پیش رفته است!» ، «اسلام ، توسط تازیان بیابان نشین به زور شمشیر ، بر ایران ساسانی ، مسلط شد!» و …

البته همه ی افراد یاد شده ، در یک هدف زیربنایی با هم متحد می باشند و آن دشمنی و کینه ورزی عمدی و آگاهانه با اسلام است و همت شان این بوده که به جوانان مسلمان تحت تاثیر زرق و برق فرهنگ غربی نشان دهند که آیین اسلام ، فقط با اجبار و زور پادشاهان مسلمان ، به ممالک دیگر صادر گردیده است.

واقعیت مسئله

واقعیت مسئله آن است که شعارهای بالا همگی باطل و بیهوده بوده و هیچ پایه و اساسی ندارند زیرا دنیای

اسلام به طور طبیعی با شمشیر  و سلاح ، زیاد کار نداشت و اگر گاهی هم مسلمین دست به شمشیر برده اند ، جنبه ی پیشگیری از «حمله پیشدستانه دشمن» یا «دفاع در برابر تهاجم نظامی دشمنان دین» داشته است. البته اگر هم پادشاه مسلمانی قصد کشورگشایی داشته تحت تاثیر امپراطوران و پادشاهان غربی بوده یا قصد رقابت با آن ها را مد نظر داشته است. اکنون برای روشن شدن این ماجرا ، به یک پرسش مهم ، چند پاسخ می دهیم.

پرسش :  آیا اسلام ، دین شمشیر است؟

پاسخ اول : 

خیر ، چنین نیست. تاریخ بشر ، از آغاز تا امروز ، میلیون ها شمشیر و انواع سلاح جنگی در رده های گوناگون و متنوع ، به خود دیده است. شمشیر و اسلحه در شکل های مختلف ، [فقط] بدن را سوراخ و پاره می کند و « مرگ » را زودتر از موعد مقرر ، به سراغ انسان می فرستد . شمشیر و ابزار نبرد ـ سرد و گرم ـ چیزی نیست که بتواند به دنیای پیچیده ی روح و جان آدمیان ، راه یابد و به سهولت پذیرفته شود.

آیا می توان با استفاده از شمشیر ، شخصیت های بزرگی مانند : مالک اشتر ، عمار یاسر ، اویس قرنی ، مقداد بن أسود ، خواجه نصیر الدین طوسی ، ابن سینا ، علامه حلی ، شیخ مرتضی انصاری ، شهید آیت الله مطهری ، شهید آیت الله سیدمحمدباقر صدر ، حضرت امام خمینی(ره) و هزاران انسان وارسته و متفکر را به جهان انسانیت تحویل داد ؟ . مطمئنا پاسخ به سئوال بالا ، مثبت نخواهد بود.

افزون بر این ، در آن زمان ، شمشیر و تجهیزات سنگین نظامی در دست امپراتوران ایران و روم بود و بزرگترین لشکرهای رزمنده و تهاجمی در اختیار دو حکومت بزرگ یاد شده قرار داشت و توان نظامی اعراب تازه مسلمان در برابر آن ها اصلا به حساب نمی آمد.

پاسخ دوم :  

دومین پاسخ را به صورت یک سئوال بیان می کنیم : «آیا شمشیر در دست مسلمانان بود یا در دست مغول و تاتار؟».

وقتی قوم مغول و پس از آن تاتار ، به کشورهای اسلامی تاخت و تاز کردند ، جز کشت و کشتار ، غارت و نابودی شهرها ، روستاها ، آبادی ها و تبدیل آن ها به ویرانه ، چه کاری توانستند انجام بدهند ؟ . تازه ، خود همین اقوام مهاجم ، بعد از مدتی ، اسلام آورده و در تمدن اسلامی ، فعالیت و شرکت کردند و سعی نمودند رنگ اسلامی به خود بگیرند . چون دیدند در مکتب اسلام ، بحث از «انسان و انسانیت» ، «منطق و استدلال» ، «رأفت و رحمت» و «سازندگی و آبادانی» است.

مسلمانان در جریان فتوحات خود به هر منطقه ای که وارد شدند نسبت به آبادانی آنجا همت گماشتند و بازار کسب دانش و صنعت و توجه به دانشمندان و فرهیختگان را رونق دادند.

پاسخ سوم :

کشور اندونزی در شرق آسیا ، با جمعیتی بیش از دویست و چهل میلیون نفر ، چقدر مسلمان دارد؟. به گواهی آمار و ارقام ، بیش از ۹۰ درصد . اما آیا در زمان آغاز ورود اسلام به آنجا ، حتی یک نفر سرباز مسلمان برای تصرف اندونزی ـ که در آن زمان بت پرست و بودایی بودند ـ به آن منطقه رفته بود ؟ . جواب ، منفی است.

کشور چین ، بیش از صد میلیون نفر جمعیت مسلمان دارد .  هر چند که دولت چین سعی دارد در راستای سیاست اسلام ستیزی ، آمار جمعیت مسلمانان این کشور را بسیار کمتر از مقدار واقعی که هست ، نشان دهد. در حالی که حتی یک سرباز مسلمان به مملکت مذکور نرفته است تا چه رسد به شمشیر. بلکه فقط تجار و بازرگانان ایرانی و عرب که برای تجارت به آنجا رفته و در باره ی اسلام صحبت کرده و با رفتار و کردار شایسته خویش ، مردم آن دیار را به دین اسلام دعوت کرده اند . اکثر ملت های آفریقا که اسلام را پذیرفتند ، حتی یک سرباز و جنگجوی مسلمان را ندیده بودند.

نتیجه :  پس گسترش اسلام ، در نتیجه ی استفاده از زور و به کارگیری شمشیر نبوده است.

شباهت گسترش اسلام و تشیع

مانند همین جریانی که در خود اسلام وجود داشت ، در باره ی گسترش « تشیع » نیز صدق می کند. تشیع ، برای تبلیغ عقاید خویش ، هرگز به زور متوسل نشد. زیرا با عقاید مذهبی او ، به شدت در تضاد بود و از سوی دیگر ، به هیچ عنوان نیازی به آن احساس نمی کرد. زیرا به خوبی آگاهی داشت که شمشیرها نمی توانند «ایده» بدهند و به درون انسان ها ، نفوذ کرده و ماندگار شوند .

شیعه ، در طول قرن ها مبارزه با خلفای ستمگر بنی امیه و بنی عباس و… ، خیلی خوب دریافته بود که اگر حرفی برای گفتن داشته باشد ، دست به شمشیر بردن نمی خواهد . نکته ای که هنوز غربی ها ـ با آن همه ادعای باطل فهم علمی ـ از درک آن ، ناتوان مانده اند.

بی نیازی شیعیان به قدرت شمشیر

شیعیان ، نیازی به قدرت شمشیر نداشتند ، چون از «منطق محکم و استدلال قوی» برخوردار بودند. به عقیده ی یک نویسنده ی آلمانی ، وقتی آل بویه ـ که مذهب تشیع داشتند وقتی از گیلان برخاسته و در اکثر نقاط ایران که در آن زمان از نظر جغرافیایی بسیار گسترده بود و اینک شامل چندین کشور بزرگ و کوچک است ، به حکومت رسیدند ، اکثر ساکنان ایران در آن دوره ، پیرو سایر فرقه های اسلامی بودند نه آیین شیعه.

در قدیم رسم بر این بود که وقتی زمامداری به قدرت می رسید ، پس از تسلط کامل بر رقبای خود ، در صدد برمی آمد که با زور تمام مردم را پیرو مذهب خودش بکند ، و دیدیم که در دوره ی خلافت بنی عباس ، بر سر موضوع «قدیم یا حادث بودن قرآن» چه ستم ها بر مردم اهل سنت رفت و هر خلیفه ای که عقیده داشت «قرآن قدیم است» ، تمام کسانی را که عقیده به (حادث بودن قرآن) داشتند ، به قتل می رسانید. اما «آل بویه» با رفتار انسانی و نیکی که از خود نشان دادند ، موجبات رواج سریع مذهب شیعه را فراهم آوردند تا جایی که در قرن های بعد ، « تشیع » به مذهب رسمی ایرانیان ، تبدیل گشت.

رابطه صمیمت و گسترش اسلام

گوستاولوبون فرانسوی می گوید : «درست نیست که بگوییم اسلام با شمشیر پیش رفته بود . تاریخ نشان داده است که اگر کسی با صمیمیت برخاست ، با صمیمیت حرکت کرد ، و حرفش هم مطابق منطق بود ، و خود نیز به آن ایمان داشت ، همیشه اثر گذاشته است» .

تاریخ ، سخن وی را تایید می کند که یک انسان «ملحد و کافر» نمی تواند خدمتگزار بشر باشد . برای پیش

راندن انسان ها به سوی تکامل ، اخلاص زیادی ، مورد نیاز است . اخلاص و ایمان نیز فقط در ارتباط با خداوند به دست می آید و ارتباط با پروردگار ، از ویژگی های مسلمانان مخلص و متعبد است .

ارتباط صمیمی مسلمانان با پیروان سایر مذاهب

ابوحفص دمشقی ، از سعید بن عبدالعزیز ، نقل می کند که او گفت :  هنگامی که سپاهیان هیراکلیوس امپراطور روم برای جنگ با مسلمانان در منطقه یرموک آماده شدند ، باید از منطقه «حُمص» در سوریه ، عبور می کردند و ابتدا این شهر را به تصرف خود درمی آوردند . شهر «حمص» در آن دوره ، چند سالی بود که تحت تسلط مسلمین درآمده بود .

فرمانده ی مسلمان حمص ، اهالی شهر را در میدان مرکزی آنجا جمع کرد و دستور داد تمام مبالغ مالیاتی که از مسیحیان و یهودیانی که تحت حکومت اسلام زندگی می کردند ، دریافت شده بود را به آنان بازگردانند . سپس به آن ها گفت : «ما فقط می توانیم از خودمان دفاع کنیم ، ولی برای دفاع از شما ، کاری از دستمان برنمی آید . بنابراین پول هایتان را به خودتان برمی گردانیم تا به وسیله ی آن بتوانید از خویشتن مراقبت کنید».

مردم حُمص گفتند : «زمامداری و عدالت شما مسلمانان برای ما ، بهتر از آن وضع سابق است که ما در زیر ظلم و شکنجه ی ظالمان پیش از شما به سر می بردیم . با آن که فرمانروایان قبلی ، هم کیش ما بودند. بنابراین ما آماده ایم که تحت فرماندهی شما با سپاهیان هراکلیوس بجنگیم و تا آخرین نفر از شهر خود  دفاع کنیم یا کشته شویم» .

در آن جنگ ، مسلمین با کمک و جانفشانی مسیحیان و یهودیان شهر حمص سپاه روم را شکست دادند و به آبادانی شهرشان پرداختند. پس از این حادثه ، مسیحیان و یهودیان شهر ، مجددا پرداخت مالیات به حاکم مسلمان خویش را از سر گرفتند ، بدون آن که اجباری در کار باشد.

از دیدگاه گوستاولوبون ، آن ها [= مسلمانان] در شروع امر ، با اقوامی سروکار پیدا نمودند که سالیان دراز تحت فشار ظلم های حاکمان ستم پیشه ، واقع شده و به آن ها ، انواع و اقسام ظلم و ستم را روا می داشتند. این مردم ستمدیده ، حاکمان جدید را با کمال رغبت می پذیرفتند. زیرا که می دیدند نسبت به سابق ، کمال امنیت و آزادی را دارند .

خلفای اسلامی ، از نظر حُسن سیاست ، هیچ وقت درصدد برنیامدند که دین اسلام را با زور سرنیزه ، اشاعه دهند بلکه کلیه رسوم آن ها را محترم می شمردند و در مقابل آن ، مالیات اندکی [= جزیه] از آن ها دریافت می کردند که میزان مبلغ آن نسبت به حاکمان سابق خیلی کمتر بود. حاکمان اسلامی ، به قدری خوب رفتار کردند که مردم با رضا و رغبت دین اسلام را پذیرفتند. کاری که پادشاهان مسیحی و یهودی نتوانستند از پس آن برآیند.

پیروزی امام حسین(ع) بدون نیاز به زور

حضرت امام حسین(ع) به عنوان سومین امام معصوم شیعیان ، چنان صادقانه و با محبت رفتار کرد که همه ی پیروان مذاهب اسلامی ، پیروان ادیان آسمانی و حتی بُت پرستان شرق آسیا را به سوی خود جلب نمود و چنان تأثیری بر آنان گذاشت که قبل از آن حضرت در تاریخ سابقه نداشت . روش برخورد مهربانانه ی حضرت اباعبدالله(ع) در شب عاشورا با یاران و اصحاب خویش بیانگر گوشه ای از رفتار انسانی و کریمانه ی آن امام معصوم است.

شیوه ی زندگی و مبارزه ی حضرت اباعبدالله(ع) سبب شد که طی قرن های بعد ، رهبران ملت های مسلمان و غیرمسلمان به وی اقتدا کنند و پیروزی های خود را در مسیر رهایی از یوق استعمار و استکبار جهانی مدیون ایشان بدانند که یکی از آن ها ، مهاتما گاندی ـ رهبر استقلال هندوستان ـ است.

از نکاتی که بیان گردید به این مطلب می رسیم که اسلام هرگز با تکیه بر شمشیر و زور اسلحه ، در سطح جهان گسترش نیافته است ، بلکه با زحمات مسلمانان متدین ، معتقد و وظیفه شناس که در کلیه ی مناطق دنیا زندگی می کنند ، به ملل دیگر معرفی گردیده و همچنان یکه تاز میدان اعتقادات و اندیشه های ناب انسان های آزاده و حق طلب می باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

  • استاد عزیز جناب آقای اسحاقی به وچود دانشمندانی چون حضرتعالی افتخار می کنم
    موفقیت شما آرزوی شاگردانتان می باشد

*

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

تولیدکنندگان استان در صف اول قطع برق؛

کریم خرسندی مژدهی

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

مدیر مسئول روزنامه کیهان نوشت:

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

متاسفم مطلبی برای نمایش وجود ندارد