گیلانیان
شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ Saturday, 24 September , 2022
نوامبر 4, 2013 کد خبر : 22256 دسته‌بندی نشده

امام علی(ع) و حدیث « المُناشَدَه » – بخش سوم

امام علی(ع) و حدیث « المُناشَدَه » – بخش سوم

اختصاصی گیلانیان : در بخش سوم و پایانی این مقاله، به موارد باقیمانده از فضایل مولای متقیان حضرت علی(ع) پرداخته می شود تا خوانندگان محترم، بتوانند از دریای بی انتهای برتری های امیرمؤمنان، به بهترین شکل ممکن، بهره روحانی و معنوی ببرند.

۲۱ـ قال(ع) : فَـاُنشِدُ کُم بِاللهِ ، أ تَعلَمُونَ أنّه تَعالى أمَرَ بِسَدِّ أبوابِکُم وَ فَـتْـحِ بابِـی ،

حضرت علی(ع)فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا می دانید که پیامبر(ص)، دستور داد درب های خانه های شما را ببندند، ولی درب خانه ی من را باز گذاشت.

فَـقُـلـتُم فِـی ذلِکَ ،

شما در این باره، از آن حضرت سئوال کردید [= علت این کار را پرسیدید]

فقالَ رَسُولُ اللهِ : ما سَدَدتُ أبوابَکُم وَ لا  فَتَحتُ بابَهُ ، بَلِ اللهُ سَدَّ أبوابَکُم وَ فَتَحَ بابَهُ ، غَیرِی ؟

رسول خدا(ص) فرمود: من درب خانه های شما را نبستم و درب خانه علی(ع) را باز نگذاشتم، بلکه خداوند درب های خانه های شما را بست و درب خانه ی او[= علی] را باز گذاشته است؟

قالُوا :  اللّهُمَّ ، نَعَم .     گفتند: به خدا، آری.

ماجرای سدالأبواب

در نهم ذی الحجه سال دوم هجری، پیامبر اکرم(ص)، به فرمان خداوند، دستور داد درب خانه های اصحاب ایشان را که به سوی مسجدالنبی باز می شدند، ببندند، به جز خانه ی حضرت علی(ع).

این مأموریت بر عهده ی «معاذبن جبل» گذاشته شد. معاذ، پیام رسول خدا(ص) را به صحابه، از جمله ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، عباس و حمزه[دو عموی پیامبر] ابلاغ کرد و همگی اطاعت کردند و درهای خود را بستند. برخی از آنان نیز درصدد چانه‌زنی برآمده و برای خود امتیاز اندکی، طلب می‌کردند. لذا پشت سر آن حضرت،  گلایه و شِکوِه نمودند. این خبر به پیامبر(ص) رسید.

آن حضرت در مسجد مدینه، برای آنان خطبه خواند و فرمود: «آنچه در باره ی بسته شدن درب ها گفتید، خبرش به من رسید. به خدا سوگند، من آن را انجام ندادم، بلکه این فرمان الهی بود که از طریق من، به شما ابلاغ گردید. خداوند متعال به حضرت موسی علیه‌السلام وحی فرستاد که خانه پاکی را برای عبادت و پرستش برگزیند و کسی در آن، به جنابت نرسد مگر خود موسی علیه‌السلام و برادرش هارون،  و فرزندان هارون، یعنی غیر از آنان کسی در آن آمیزش انجام ندهد. خدای سبحان به من نیز وحی فرستاد که این خانه مسجدالنبی را پاکیزه نگه دارم و کسی در آن نکاح انجام ندهد به حالت جنابت وارد نشود جز من، علی، حسن و حسین که از این فرمان مستثنا شدیم. به خدا سوگند، من بسته شدن درهای شما را و باز بودن در خانه علی را فرمان ندادم، بلکه این خدای بزرگ بود که به من چنین فرمانی داد./ منابع اهل سنت: ۱ـ مُسنَد امام احمد حنبل/ج۱/ص۱۷۵، جلد دوم/ص۲۶ ، جلد چهارم/ص۳۶۹ ، ۲ـ سُنَن نسائی/ص۱۳و۱۴/خصایصُ العَلَوِی، ۳ـ مُستدرک حاکم نیشابوری/ص۱۱۷و۱۲۵، ۳ـ تذکره سِبط إبن جَوزی/ص۲۴و۲۵ ، ۴ـ صَواعِق ابن حَجَر مَکّی/ص۷۶ ، ۴ـ فتحُ الباری ابن حَجَر عَسقلانی/ص۱۲ ، ۵ـ کنز العُمّال متقی هندی/ج۶/ص۴۰۸ ، مجمع الزواید هیثمی/ج۹/ص۱۱۵».

***********************

۲۲ـ قال(ع) : فَـاُنشِدُ کُم بِاللهِ ، أ تَعلَمُونَ أنّـهُ ناجانِـی یَومَ الطّائِفِ ، دُونَ النّاسِ ،

فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا می دانید که آن حضرت با من در روز «طائف» نجوا فرمود، نه با دیگران.

فأطالَ ذلِکَ ،       و این نجوا [= گفتگوی درگوشی ] طول کشید.

فَـقُـلـتُم : ناجاهُ دُونَنا ،       شما گفتید: [پیامبر] با علی(ع) نجوا کرد، نه با ما.

فقال(ص) : ما أنَـا إنْـتَـجَـیـتُهُ ، بَلِ اللهُ إِنـتَـجـاهُ ، غَیرِی ؟

پیامبر(ص) فرمود: من با او نجوا نکردم، بلکه خدا با او نجوا کرده است.

قالوا : اللّهُمَّ ، نَعَم .    گفتند: به خدا، آری.

جریان نجوای پیامبر(ص) با علی(ع) در طائف

تَرمَـذِی در کتاب «سُنَن» از جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند: در جنگ طائف، در ماه شوال سال هشتم هجری، در جریان محاصره ی منطقه طائف، پیامبر خدا(ص)، علی(ع) را خواست و با او به نجوا پرداخت.

مردم گفتند: «نجوای پیامبر(ص) با پسر عمویش به درازا کشید».

پیامبر خدا فرمود: «من با او به نجوا نپرداختم، بلکه خداوند با او نجوا کرد./منابع اهل سنت:  سنن الترمذی/ جلد ۵/صفحه ۶۳۹ ، البدایه و النهایه/ جلد ۷/صفحه ۳۵۷ ، المناقب/ صفحه ۱۳۸ تا ۱۵۵، المعجم الکبیر/ جلد ۲/ صفحه ۱۸۶ ، تاریخ بغداد/جلد ۷/صفحه ۴۰۲».

************************

۲۳ـ قال(ع) : فَـاُنشِدُ کُم باللهِ ، أ تَعلَمُونَ أنّ رَسُولَ اللهِ(ص) قالَ :

فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا می دانید که رسول خدا(ص) فرمود:

اَلحَـقُّ معَ عَـلِـیٍّ ، وَ عَـلِـیٌّ معَ الحَـقِّ ، یَدُورُ الحَـقُّ معَ عَـلِـیٍّ ، کیفَ دارَ ؟

حق با علی است، و علی با حق است؛ حق به دور علی می گردد، هر طوی که علی بگردد؟

قالُوا : اللّهُمَّ ، نَعَم .    گفتند: به خدا، آری.

*************************

۲۴ـ قال(ع) : فَـاُنشِدُ کُم بِاللهِ ، أ تَعلَمُونَ ، أنّ رسولَ اللهِ  قالَ :

فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا می دانید که رسول خدا(ص) فرمود:

إنِّـی تارِکٌ فِـیکُمُ الثِّـقْـلَـینِ ؛ کتابَ اللهِ وَ عِترَتِـی أهلَ بَـیـتِـی ،

من دو امانت بزرگ و سنگین میان شما به جا می گذارم؛ کتاب خدا، و عترت من.

لَن تَضِلُّوا ، ما إِن تَمَسَّکـتُم بِهِما ، وَ لَن یَفـتَـرِقا حَـتّى یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ ؟

هرگز گمراه نمی شوید، مادام که به آن دو تمسک کرده [و چنگ زده اید]، و آن دو، از هم جدا نمی شوند، تا بر سر حوض[کوثر] بر من درآیند؟

قالُوا : اللّهُمَّ ، نَعَم .      گفتند: به خدا، آری.

*************************

۲۵ـ قال(ع) : فَـاُنشِدُ کُم باللهِ ، هَل فِـیکُم أحَدٌ ، وَقى(وَقا) رَسولَ اللهِ مِنَ المُشرِکِـینَ بِنَفسِهِ ،

فَاضْطَجَعَ مُضطَجَعَهُ ، غَیرِی ؟

فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا به جز من، در میان شما، کسی هست که با جانش، رسول خدا(ص) را از خطر مشرکین حفظ کرده، و در بسترش خوابید؟

قالُوا : اللّهُمَّ ، لا .     گفتند: به خدا، نه.

**************************

۲۶ـ قال(ع) : فَـاُنشِدُ کُم بِاللهِ ، هَل فِـیکُم أحَدٌ بارَزَ « عَمرَو بنَ عَبدِ وَدٍّ العامِرِی » ، حَیثُ دَعاکُم إِلَى البَرازِ ، غَیرِی ؟

فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا به جز من، در میان شما کسی هست، که با «عَمرِو بنِ عبدَ  وَد» مبارزه کرد، آنگاه که شما را برای مبارزه طلبید؟

قالُوا : اللّهُمَّ ، لا .      گفتند: به خدا، نه.

*********************

۲۷ـ قال(ع) : فَـاُنشِدُ کُم باللهِ ، هَل فِـیکُم أحَدٌ أنزَلَ اللهُ فِـیهِ آیَـهُ التَّـطـهِـیرِ حَیثٌ قالَ :

فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا به جز من، در میان شما کسی هست، که خداوند آیه تطهیر، در شأن وی، نازل فرمود که می فرماید:

« إنِّما یُرِیدُ اللهُ لِـیُـذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ ، أهلَ البَیتِ وَ یُطِـهِّرَ کُم تَطهِـیراً/احزاب/۳۳ » ، غَیرِی ؟

«جز این نیست که خدا می خواهد از شما خانواده، پلیدی را دور کند، و شما را پاک و پاکیزه فرماید؟»

قالُوا : اللّهُمَّ ، لا .     گفتند: به خدا، نه.

*************************

۲۸ـ قال(ع) : فَـاُنشِدُ کُم بِاللهِ ، هَل فِـیکُم أحَدٌ ، قالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ : أنتَ سَیِّدُ العَرَبِ ، غَیرِی ؟

فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا به جز من، در میان شما کسی هست، که رسول خدا(ص) به او فرمود: «تو، سیّد و آقای عرب هستی»؟

قالُوا : اللّهُمَّ ، لا .       گفتند: به خدا، نه.

***********************

۲۹ـ قال(ع) : فَاُنشِدُ کُم بِاللهِ ، هَل فِـیکُم أحَدٌ ، قالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ(ص) :

فرمود: شما را به خدا قسم می دهم،‌ آیا به جز من، در میان شما کسی هست، که رسول خدا(ص) به او  فرمود:

ما سَألتُ اللهَ شَیئاً إِلاّ سألتُ لَکَ غَیرِی ؟

«من از خدا چیزی نخواسته ام، مگر این که برای تو، همانند آن را درخواست کرده ام»؟

قالُوا : اللّهُمَّ ، لا .      گفتند: به خدا، نه.

*************************

۳۰ـ وَ عَن عامِـرِ بنِ وائِـلَـهِ قالَ : کُنتُ عَـلَى البابِ یَومَ الشُّورى ، فَسَمِعتُ عَلِـیّاً ، یَـقُولُ :

از «عامر بن وائله» نقل است که گفت: در روز شورا، من جلوی درب خانه بودم، و شنیدم که علی(ع) می گفت:

اُنشِدُ کُم بِاللهِ ، أ مِنکُم مَن نَصَبَهُ رَسُولُ اللهِ ، یَومَ غَدِیرِ خُـمٍّ  ، لِلوِلایَـهِ ، غَیرِی ؟

شما را به خدا قسم می دهم، آیا به جز من، در میان شما، کسی هست که رسول خدا(ص) او را به عنوان «ولایت و جانشینی خویش»، منصوب کرده باشد؟

قالُوا : اللّهُمَّ ، لا .     گفتند: به خدا، نه.

پی نوشت:

آثارالصادقین/ج۱/ص۱۹۷/ح۱ ، به نقل از کتاب مناقِب إبن مُغازِلِـی/ص۱۱۲ تا ۱۱۸ .

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر

*

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

تولیدکنندگان استان در صف اول قطع برق؛

کریم خرسندی مژدهی

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

مدیر مسئول روزنامه کیهان نوشت:

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی