گیلانیان
یکشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۱ Sunday, 4 December , 2022
فوریه 4, 2013 کد خبر : 16926 دسته‌بندی نشده

توسعه ؟

تو پای براه درنه و هیچ مپرس …

تو پای براه درنه و هیچ مپرس …

اختصاصی گیلانیان : میل قلبی هر ایرانی و گیلانی عاشق وطن ، نیل به پیشرفت و توسعه پایدار  ( Sustained development ) است همان چیزی که شاید در نهایت به گفته ” بروکفلید ” دستاوردش ” پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر کاهش فقر, بیکاری و نابرابری ”  باشد . ۱

هموطنان ما زمانی با مفهوم توسعه آشنایی یافته و خواهان آن شدند ، که رهسپار فرنگ شده و به قولی ” ممالک راقیه ” یا پیشرفته را با تمام زرق و برق های خیره کننده اش دیده و لمس کردند و زان پس کلمه ” ترقی ” را به معنای فعلی ” توسعه ” بکار بردند .

خود واژه توسعه ( development  ( که در لغت به معنای ” رشد تدریجی در جهت پیشرفته‌تر  , قدرتمندتر و حتی بزرگ‌تر شدن ” ۲  است پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد و نرم نرمک در مسیر تکامل قرار گرفت و در این میانه راه تولد تا نوجوانی و قد کشیدنش در ادبیات اقوام و ملل مختلف جهان ، صاحبنظران پرشماری نیز از منظر خود مفاهیمی برایش تعریف نمودند که نیک است برخی را از نظر بگذرانیم :

میردال

توسعه را عبارت از حرکت یک سیستم یکدست اجتماعی به سمت جلو می‌داند .

جرالد میر

توسعه را رشد اقتصادی توأم با تغییرات و تحولات فنی و ارزشی و نهادی دانسته است.

آرماتیاسن

با تأکید و توجه خاصی که بر عامل انسانی و سرمایه گذاری در منابع انسانی دارد، تفسیر ویژه ای از توسعه را ارائه  می دهد. از نظر آرماتیاسن، توسعه عبارت است از، افزایش توانمندی ها و بهبود استحقاق ها.

بنابراین اقداماتی که توانمندی های انسان را در ابعاد مختلف عمق و گسترش دهد، عوامل پیش برنده توسعه و اقداماتی که منجر به کاهش توانمندی های انسان گردد، عوامل بازدارنده توسعه محسوب می گردند.

پروفسور گولت

وی توسعه را هم واقعیتی مادی و هم ذهنی می داند و می‌گوید: بر حسب توسعه، جامعه از طریق ترکیب فرایندهای اجتماعی ، اقتصادی و نهادی، وسایلی را برای به دست آوردن زندگی بهتر تأمین می‌کند.

 مایکل تودارو:

توسعه را جریانی چند بعدی می داند که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است و می گوید توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های افراد و گروههای اجتماعی در داخل نظام، از حالت نا مطلوب زندگی گذشته خارج شده و بسوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است ، سوق می یابد.

همانگونه که در ابتدا گفته شد بی شک ما گیلانیان به مانند اقوام دیگر ایرانی خواستار پیشرفت و توسعه همه جانبه استانمان هستیم تا در سایه دست یافتن به آن ، گیلانی آبادتر با مردمانی شاداب تر و جامعه ای عاری از فقر و انباشته از فرصت های شغلی برای فرزندانمان داشته باشیم .

چنین بر می آید که میل به پیشرفت در درون ما هنوز از قوه به فعل در نیامده است یا به عبارت دیگر ما گیلانیان خواهان پیشرفت و توسعه هستیم اما با وظایف خود برای نیل به این هدف آشنا نیستیم ، شاید هم ناخواسته انتظار داریم تا گیلانی برخوردار با دستی به در آمده از آستین غیب ، آراسته و تحویلمان شود که ما در سایه سار نعماتش بیاساییم !

در قرآن کریم خوانده و می خوانیم :

” … إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ … ” ۳

” … خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد ( و ایشان را از بدبختی به خوشبختی ، از نادانی به دانائی ، از ذلّت به عزّت ، از نوکری به سروری ، و . . . و بالعکس نمی‌کشاند ) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند … “

حال که چنین باور داریم پسندیده است تا لزوم ” آغاز ” حرکت برای دستیابی به پیشرفت و توسعه گیلان را از داننده غیب وام بگیریم که فرمود :

تو پای براه درنه و هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت

پس شروعی دوباره باید ، این آغاز در گام نخست می تواند ، خواست واقعی یکایک ما برای نیل به هدف والایمان باشد و در گام پسین باز تعریف آنچه که می خواهیم و در شان استان ماست که بشود و پسین تر تدوین شرح وظایف و ساختار های لازم ، اینکه شرایط زمان را درک نماییم امکانات و استعدادمان را باز شناسیم و بر اساس حال و وضع موجود برنامه ریزی و اجرا کنیم شاید زمینه ساز برداشتن چندین گام به سمت جلو از نقطه ای که اکنون روی آن ایستاده ایم گردد .

به امید گیلانی بهتر برای همه گیلانیان

منابع:

۱ . تعریف توسعه از منظر ” بروکفلید “

۲ . فرهنگ لغات آکسفورد , ۲۰۰۱

۳ . سوره رعد آیه ۱۱

p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”

اخبار مرتبط

نظرات

  • استفاده گزینشی و منقطع از یک متن معرفتی یا فلسفی، از سخنان برخی متفکران غربی مانند افرادی که در متن مقاله به آنها اشاره شده، (آن هم در کنار آیات قرآن یا روایات و عبارات عرفانی و کلامی و مانند آن) به دلیل تفاوت بنیادی متن و دیسکورس غرب با واقعیت‌های این‌جا و اکنون ما، شیوه‌ای نادرست و مغالطه‌آمیز است.تلاش‌های نافرجام برخی از اصحاب فکر و فرهنگ در تطبیق مفاهیم و مضامین فرهنگ غرب با مفاهیم و اصطلاحات فرهنگ خودی و بومی‌‌سازی و مصادره به مطلوب کردن این مفاهیم، ریشه در یک خطای فاحش معرفت‌شناختی دارد که متأسفانه کمتر مورد عنایت و توجه قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، این رویکرد که غالباً در سطوح بسیار کلی و به‌غایت انتزاعی و در قالب گزاره‌های ایدئولوژیک و عموماً کاذب بیان می‌شود، به دلیل جهان‌شمولی مدرنیته که ظاهراً نیروی غالب تاریخی است، تلاش می‌کند تا به گفتار خویش مقبولیت و مشروعیت بخشد. اما نتیجه کار عموماً نوعی آگاهی کاذب خواهد بود. این آگاهی‌های کاذب نهایتاً در قالب توتولوژی بنیادین خلاصه می‌شوند.برخی از نویسندگان وطنی که آثار آنان بیشتر مانند رفوگری و وصله و بخیه زدن پاره فکرهای ناهمگون است، بدون توجه به خاستگاه فکری و معرفتی مفاهیم مدرن و تاریخمندی تفکر، با مصادره کردن مفاهیم و مضامین فلسفی و سیاسی به عرصه فکر و فرهنگ خودی، کاری جز آشفته کردن فضای فکری کشور و انباشتن انبوهی از نوشته‌ها بر تلّی از آثار ناکارآمد و ناسودمند نکرده و بالتبع عرصه را برای ظهور و رواج انواع و اقسام “…” و سطحی‌نگری‌ها و نیز اغراض انحصارگرایانه برخی از جناح‌های سیاسی مهیا و مناسب می‌سازند. بیان الگوی توسعه برای اینجا و اکنون تاریخی ما باید بر اساس مولفه های فکری، فرهنگی، سیاسی و جامعه شناختی و واقعیت های موجود ما باشد.

  • با احترام
    هر که می نویسد در استخدام ” شاهد مثال ” هایی در راستای خط موضوعی مبحث خود آزاد است و برای چگونه نوشتن مخیر، پس قلمش در مسیری گام برمی دارد که نویسنده بایسته می داند
    لکن نظرات مختلف درباره اصل موضوع نه شیوه نگارش آن هماره به پربار تر شدن دانسته های نویسنده و نظردهندگان و خوانندگان یاری می رساند و قضاوت با مخاطبان است که به یقین بین ” رفوگری ” یا “بیان نظرات دیگر صاحبنظران ” تمیز قائل می شوند !
    با سپاس از جناب اقای جواد پور

  • با سلام و احترام. نویسنده گرامی اینکه نویسنده دراستخدام شاهد مثال و چگونه نوشتن مخیر است امری بدیهی است و سخنی در آن نیست. اما همه بحث و نقد در دیالوگ با مخاطب رخ می دهد. خواننده چگونه میتواند الگوی توسعه مناسب با وضعیت و شرایط جامعه پیرامون خود را از درون مفاهیم مستفاد از اندیشمندان غربی استخراج کند؟ از سوی دیگر میدانیم که مفاهیم اندیشه مدرن در تعارض و تضاد با مفاهیم الهیاتی و دینی است با این وجود شما عبارات آن نویسندگان را مقدم بر آیه قرآنی آورده و در نهایت بدون ارائه الگو یا راه حلی مناسب با سخنی شعارگونه نوشتار خود را به پایان رساندید! اگر بناست برای جامعه ای دینی و غیر سکولار سخن از مباحثی چون توسعه و مانند آن بگویید شایسته است از اندیشمندان اسلامی و ایرانی مثلا از قدما فارابی، ابن خلدون، خواجه نظام الملک، غزالی،…و از معاصرین: علامه طباطبایی، امام خمینی، مطهری، شریعتی و… شاهد مثال بیاورید و پس از آن در نقد یا مباحث تطبیقی از اندیشمندان غربی نقل قول فرمایید. اما اینکه بدون توجه به واقعیات و شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی استان همگان را به گام برداشتن در مسیر توسعه میخوانید را چندان مناسب نمیدانم. معتقدم امروز باید ضمن ارائه الگوی مناسب و منطبق با شرایط و استعداد و امکانات توسعه در استان، بیشتر از موانع توسعه سخن گفت تا خود توسعه.

*

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

تولیدکنندگان استان در صف اول قطع برق؛

کریم خرسندی مژدهی

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

مدیر مسئول روزنامه کیهان نوشت:

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی