گیلانیان
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹ Monday, 21 September , 2020
آگوست 27, 2014 کد خبر : 29260 خبر ها

تو کز محنت دیگران بی غمی … !‏

تو کز محنت دیگران بی غمی … !‏

اختصاصی گیلانیان : “مدتی این مثنوی تاخیر شد” بلکه افشاگر جدیدی از سوی (بزرگان) در مورد خود شاهد باشیم بلکه بیشتر از رشادت ها و دلاوری های خود خرسند شویم که با کمال اسف تا کنون از این فیض بی بهره ماندیم و دیگر نشستن و صبر پیشه کردن را جایز ندیدیم .

پیشینه از این قرار بود که بدنبال ماجرای انتشار یک خبر مهم کشوری توسط دو سایت محلی از جمله “گیلانیان” با مشتی ایراد های بنی اسرائیلی و اتهامات واهی یکی از سایت های محلی مواجه شدیم ، سپس سایت همسویش نیز این اسرائیلیات را به دستور (بزرگان) شان بدون کم و کاست منتشر نمود . وقتی پاسخ مستدلی برای سایت منتقد تدوین و منتشر شد منتقد ما به جای بازنگری در روش (طلحه) گونه نوشت :

توضیح ضروری : درخصوص شان و نزول یه پیام مهم رسیده به استان گیلان( که با وجود اینهمه خبرگزاریهای رسمی در کشور، پیام به این مهمی «اختصاصی» ۲ تا از سایت های خاص میشه ) اخباری بدست مان رسیده که مشغول رایزنی با بزرگان هستیم چنانچه صلاح ببینند هفته های آتی دراختیار شما همراهان قرار دهیم. بویژه یکی از آن دوسایت خبری که گویا تنها خودش را ذوب شده می دیده! درحالی که ماهمه قربانی هستیم (سه شنبه،۱۴مرداد۱۳۹۳)

صرف نظر از ضعف نگارشی موجود در عبارت منتشره منتظر ماندیم تا (بزرگان) مد نظر مدعی ، صحت و سقم (پیام مهم تهران) را با توجه به نشانه ارائه شده استعلام نمایند و خود و دیگران را از تردید بیرون آورند و ناشران آن پیام را رسوا نمایند ولی چون از عهده این مهم برنیامدند بالاجبار به کشف شهود پرداختند !

 در جلسه هم اندیشی پایگاههای خبری استان در اداره کل فرهنگ و ارشاد استان پس از اینکه یکی از (قربانی) های گیلان از شکایت مدیران علیه سایت وی و عدم مشاور حقوقی در ارشاد بشدت گلایه و از یکی از مسئولان اداره مذکور به جهت ضامن وی شدن در یک جایگاه حساس کمال تشکر داشت همکاری ضمن سخنانش جویای سرنوشت پرونده گیلانیان شد که در آن جمع اعلام شد : گیلانیان محکوم شد !

غافل از اینکه دو نفر از قربانی های گیلان که در جلسه شرف حضور داشتند از فرط خوشحالی خبر مذکور را به اطلاع (بزرگان) خود رسانیده و با اجازه آنان پس از بستن پیرایه ای خلاف واقع نوشتند : یکی از سایت های حمله کننده به مهدی شلمچه ای! … در دادگاه مطبوعات محکوم شد … و در ادامه سیر قانونی حکم صادره را تا دیوان عالی و (دیوان عدالت اداری !؟) پیگیری نمودند ! تصور می رود پیگیری در دادگاه لاهه را از قلم انداخته باشند !!

ما نمی دانستیم خبر اعلامی مان تا این اندازه موجبات سرور و شادمانی (قربانی) های گیلان (!) را فراهم نموده و باعث خلق (کرامت) می شود که توجه به بخشی از آن قابل تامل است :

“(توضیح ضروری) : اخباری بدست مان رسیده که مشغول رایزنی با بزرگان هستیم چنانچه صلاح ببینند هفته های آتی دراختیار شما همراهان قرار دهیم .”

تصور می رود از دست شان در رفته که اعتراف کردند بدون اجازه برخی از (بزرگان) اجازه انتشار هیچ خبری به ویژه از نوع شنیده ها را ندارند مگر اینکه صلاح و صواب دیکته شود !!

ولی جای تاسف است که همکار محترم برغم اعتراف صریح خود قیاس به نفس فرموده همچنان عنوان (میرزا بنویس)ی را به دیگران نسبت می دهد !؟

صرف نظر از ادعای “آیین درویشی ( ! )” باید به استحضار سرخوشان خبر سوخته رسانیده شود : پرونده گیلانیان یک اتفاق نادر نیست که موجب خرسندی از ما بهتران شود و با عنایت به مصداق ” دیکته ننوشته غلط ندارد” می تواند برای همه کسانی که در زمینه خبررسانی فعالیت می کنند اتفاق بیفتد کما اینکه هم اکنون سایت همسوی ایشان به اعتراف صریح خود در حضور شهود به این ابتلا اعتراف نموده است  .

زیرا پرونده “گیلانیان” تنها دو شاکی نداشت بلکه چند حامی پیدا و پنهان از نوع (بزرگان) مورد ادعای (شیخ ما) داشت که بارزترین آنان پسری بود که چون یکی از مقالات “گیلانیان” به تریج قبای پدرش خورده بود شوق انتقام مضاعف داشت .

از اهمیت پرونده همین بس که خبر محکومیتش در اتاق فکر (بزرگان) حامی منتقد ما مورد بررسی قرار گرفت و پس از “تایید نظر حل معما کردند” و اجازه انتشار آن را به سایت منتقد و باز نشر آن را برای سایت همسو صادر کردند .

البته تنها این افراد از محکومیت گیلانیان خوشحال نشدند بلکه برخلاف نظر (بزرگان !) از میان حامیان خیالی منتقد ما کسانی بودند که با شنیدن خبر محکومیت نتوانستند خوشحالی خودشان را پنهان نمایند و اظهار سرور نکنند ؛ صد البته شاید هم محق باشند !

خوشبختانه آنانی که ما را چه از این طرف و آن طرف زیر ذره بین دارند به خوبی می دانند ما “در این در نه پی حشمت جاه آمده ایم” و برخلاف نظر برخی از (بزرگان !) کوته نظر از حیث سنی در شرایطی هستیم که نه می توانیم توقع فرماندار شدن داشته باشم که در صورت ناکامی بی قراری کنیم ! و نه در مقامی هستیم که کسی خانه ای ، چیزی به ما هدیه کند ! و یا برای ساخت کاخ از کمک چند میلیاردی بهره مند شویم ! یا از بودجه جنگ نرم متنعم و یا از کمک هزینه چند صد میلیونی – قند مکرر – برخوردار شویم !؟ و اگر (بزرگان شیخ ما) طی این هفته ها می توانستند مدرک مستدل و مستند و محکمه پسندی علیه ما ارائه نمایند تا کنون بارها و بارها حکم ارتداد ما را صادر و کوس رسوائی ما را بر سر هر کوی و برزنی می نواختند .

با توجه به اینکه در مقطعی از زمان برخی از حضرات نقش لشکر پیاده قدرت طلبان بی مایه مهاجر را ایفا نمودند و برای کسب منافع از هیچ خوش خدمتی دریغ نکردند و از ایراد تهمت های شنیع و خلاف انسانی و اسلامی کوتاهی نکردند که تمام تراوشات فکری و نظر سازی ناجوانمردانه شان ثبت و ضبط است تا بلکه در فرصت مناسب برای قضاوت افکار عمومی منتشر شود ، بخوبی می دانند برخلاف آنان ما بر سر عقیده مان همچنان استواریم و بیش از حد توان نیز در حال پرداختن تاوانش هستیم .

این کلام تنها یک ادعا نیست بلکه بغض غیر قابل انکار آنانی است که آشکار و پنهان ابراز کردند ، با واسطه و مستقیم جرم ما را وابسته به جائی که می دانیم و می دانند اعلام کردند و خواستند با از سر راه برداشتن اطرافیان بلکه بتوانند به مقصود شوم شان نائل آیند که الحمد الله خداوند … !

متاسفانه (بزرگان) مورد نظر از منتقد ما استفاده ابزاری می نمایند و ایشان نیز مثل جوان سخنوری که بدون توجه به موقعیت مشاوره گاه به گاهش در ادارات موقعیت مشاوره دیگران را خطری علیه خود معرفی نمود به خوبی می دانند این بهانه جویی ها برای ضربه زدن به هدفی که می دانیم و می دانند هست که تا کنون نیز جز ناکامی حاصلی برای آنان نداشته و ایرادات بنی اسرائیلی مکرر و مداوم آنان چیزی جز “عرض خود بردن و زحمت دیگران” داشتن نیست  !

آیا ای استفاده از عکس آنچنانی بعنوان تابلوی تبلیغی شایسته نیست برای وحدت و یکپارچگی این کلام نغز نصب العین شود : “نمی شود گفت من ذوب در ولایتم ولی چون نماینده ولی فقیه را قبول ندارم، باید نماینده ولی فقیه را بزنم !  اگر مردم کوفه به مسلم لبیک می گفتند واقعه کربلائی پیش نمی آمد ؛ بنابراین اگر به جسم از ولی فقیه دوریم، دور نماینده اش جمع شویم و در کنارش باشیم که اگر با هم متحد شویم بسیاری از مشکلات استان حل خواهد شد” .

حال اگر دوستان به ویژه کسانی که دنباله رو بی چون و چرا هستند اگر نخواستند ، یا فرصت تجزیه و تحلیل آن را نیافتند و یا با استفاده از شیوه تجاهل العارف خواستند خود را صاحب حق جلوه دهند و (قربانی!) معرفی نمایند باید بدانند (حرف تا عمل) تفاوت از زمین تا آسمان است و حافظه تاریخ هرگز این مهمات را فراموش نمی کند  !؟

امید است (قربانی) های گیلان ، (قربانی) مطامع دیگران نشوند و نکند وقتی محک تجربه به میان می آید” تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد” ؟!

اخبار مرتبط

نظرات

  • مطلب تون پر از ابهام و کنایه بود. کاشکی می شد قدری بیشتر مطلب رو باز می کردین تا همه اونو بفهمن. خوشم می آد گیلانیان حوصله داره و دوس داره با زورگوها کل کل کنه . اما راستش گیلانی ها نه از نماینده ولی فقیه تو استان خیری دیدن ، چون فقط تو فکر خودشه ، و نه از اصولگرها و نه اصلاح طلبا ، و نه از رسانه ها که یا نوکر اینوری یا خدمتگزار اونوری هستن . بازم صد رحمت به گیلانیان. خدا عاقبت همه مون را به خیر کنه .

*

«بُرد – بُرد» این است نه آن!

یادداشت شریعتمداری :

«بُرد – بُرد» این است نه آن!

چایکاری در ایران یکصد و بیست ساله شد

سید عبدالله میرحسینی مقدم، مشاور فنی صندوق چای کشور

چایکاری در ایران یکصد و بیست ساله شد

” مسئول بی لیاقت نمی خوایم نمی خوایم “

رشت- علی کشت پرور بین کلایی

” مسئول بی لیاقت نمی خوایم نمی خوایم “