گیلانیان
جمعه ۲۱ مرداد ۱۴۰۱ Friday, 12 August , 2022
دسامبر 30, 2012 کد خبر : 15963 دسته‌بندی نشده مذهبی

درس هایی که امام حسین(ع) به بشریت آموخت

درس هایی که امام حسین(ع) به بشریت آموخت

اختصاصی گیلانیان : ارزیابی و شناخت واقعه ی عاشورای حسینی که بر مبنای شخصیت جاویدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) ، شکل گرفت ، کار چندان آسانی نیست. چون سال شصت و یک هجری قمری و قبل از آن دارای زوایای گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود که برای شناخت حادثه ی کربلا توجه دقیق به همه ی آن ها نیاز است.

زیرا باید دید که چگونه دین مقدس اسلام برای انسان ها عرضه و تعریف گردید و چه هدیه ای برای بشریت به ارمغان آورد و طی گذشت شصت سال چه اتفاقاتی در مسیر سیاست و تدبیر امور جامعه ی اسلامی روی داد که موجب گردید مفاهیم و ارزش های ارایه شده از سوی پیامبر اعظم(ص)، توسط افرادی که با طرفندهایی به عنوان جانشین وی خود را به جامعه تحمیل نمودند دچار انحراف و دگرگونی شود و تا جایی پیش رود که نقطه ی گلوگاهی آن سرزمین کربلا ، دهه اول محرم و روز عاشورا باشد.

شناخت حضرت امام حسین(ع) بدان جهت امر راحتی به شمار نمی رود که وقتی ما یا هر کس دیگری با واقعه ی نینوا مواجه می شود باید ابتدا جای خود را در این رویداد عظیم تاریخی مشخص کند و دست کم به خودش نشان دهد که اگر من در روز عاشورا در منطقه ی کربلا حضور داشتم واقعا طرف چه کسی را می گرفتم ؟  حسین بن علی(ع) یا یزید بن معاویه ؟

به عبارت بهتر ، جریان عاشورا سبب می گردد که به این نکته اساسی بیندیشیم :

آیا ما صرفا به دنبال مطالعه ی جریانی سیاسی ـ مذهبی عمیق در تاریخ هستیم و فقط مایلیم اطلاعات خود را برای به رخ کشیدن در برابر دیگران افزایش دهیم یا در پی عبرت آموزی ، درس گرفتن ، دشمن و دوست شناسی ، امام شناسی ، رهبر شناسی ، مردم شناسی و جداسازی حق از باطل هستیم ؟

آیا ما می خواهیم جریان کربلا را به دید یک « رمان بلند و دراماتیک » بنگریم و یک داستان بلند و جذاب ، با کش و قوس ها و گره های معمایی جهت جلب خواننده به سوی خود تولید کنیم یا آن که می خواهیم به وسیله ی روایت و بازگویی هر ساله ی آن به برکت خون مقدس سالار شهیدان کربلا و یاران مخلص او کلاس انسان سازی و پرورش روحیه ی احترام به انسانیت ، محبت ، شجاعت ، تعهد و انجام وظیفه ، برپا نماییم؟

امام حسین(ع) ، مردی بود میان سال که در عاشورای شصت و یک هجری ، ۵۷ تا  ۵۸ سال داشت و این بیشترین سنی است که برای آن امام معصوم ، ذکر شده است . در نتیجه با قدری نرمش و تمایل به اندکی سازش آن هم به طور مشروط می توانست امکانات فوق العاده ای به دست آورد و امتیازات فراوانی را از طرف مقابل بگیرد اما او به دلیل برخورداری از اخلاص بی نظیر ، تقوای بی مانند ، دل سوزناک و احساس مسئولیت در برابر تهاجم دشمن ـ که به ظاهرا ادعای مسلمانی داشت ـ به دین اسلام ، مسیر دشوار « شهادت » را برگزید.

کربلا و عاشورا ، برای ما به مثابه یک آیینه است که خود را در آن بنگریم و به تحلیل منصفانه تاریخ ادیان الهی بپردازیم و به خودمان صادقانه پاسخ دهیم که اگر ما نیز در اقلیت بودیم و اکثریت غافل و بی مسئولیت در مقابل ما قرار داشتند ، آیا باز فکر می کردیم آن اکثریت اشتباه می کنند و ما درست می گوییم و به راه صواب می رویم و هرگز توقف نمی کنیم تا آن اکثریت با ما همراه شود یا بر علیه ما برخیزد و اقدام کند ؟ یا همانند آن حضرت ، صبر ، بردباری و استقامت پیشه می کردیم و فقط به کسب رضای پروردگار می اندیشیدیم و از وضعیت خویش در آن زمان و مکان ، به طور کامل و بدون هرگونه اعتراض ، دلخوری و گلایه ای نسبت به خداوند ، اعلام رضایت می نمودیم؟

کربلا ، آیینه ای که به ما نشان می دهد ممکن است اهل دنیا تماما در انتخاب راه هدایت اشتباه کنند و از اطاعت امام برحق و رهبر الهی ، سرپیچی نمایند ، یا سکوت پیشه سازند و یا خود را به غفلت و خواب بزند و در طول چند سال ، دچار استحاله شده و آهسته آهسته ، به حزب شیطان بپیوندند.

آیا همیشه باید منتظر بمانیم تا مستشرقین و دانشمندان غربی و شرقی به واکاوی حادثه ی کربلا بپردازند و به ابراز نظریات عجیب و غریب اقدام نمایند و ما هم برای آنان کف بزنیم و احسنت و آفرین نثارشان کرده و سخنان آنان را ـ بدون هرگونه تحقیق و تحلیل عالمانه و بومی ـ در سطح جامعه انتشار دهیم و افتخار کنیم که فلان خارجی در باره ی امام سوم ما شیعیان ، چنین اظهار نظر کرده است ؟! . براستی تا چه زمانی باید به این روش اشتباه ادامه دهیم؟

متاسفانه بشریت عصر ما از معنویت فاصله گرفته و نسبت به هر چیزی که اسم مذهب روی آن بوده ، حساسیت نشان داده و از ترس این که شاید برای او مسئولیتی به همراه داشته باشد تلاش کرده از کنار آن به سرعت بگذرد ، در حالی که اگر بشر بخواهد برای نجات خود گام مثبت و سازنده‌ای بردارد ، باید حتما از طریق مذهب حقه ی الهی و بدون انحراف اقدام کند . زیرا فقط مذهبی های حقیقی هستند که همیشه حرف های جدیدی برای گفتن و طرح های نو جهت برون رفت از بن بست ها ، اضطراب ها و بحران ها دارند . زیرا آن ها متصل به « دین » بوده و دین نیز عنایت پروردگار به انسان ها است تا به کمک آن مسیر هدایت را بیابند.

آلبر کامو، نویسنده ی الجزایری فرانسوی تبار(۱۹۱۳۱۹۶۰م) در تفکرات پوچی خویش ، اعتراف می کند: « تنها یک مسئله جدی وجود دارد که آن هم خودکشی است. به عبارت دیگر، آن چیست که به زندگی ارزش می دهد ؟ جواب مذهبی این سئوال هنوز به قوت خود باقی است ، ولی امروز کمتر به آن توجه می شود ».

وی در عین حال که نمی خواهد قدرت تاثیرگذاری مذهب را قبول کند ولی ناگزیر می پذیرد که فقط مذهب می تواند هدف زندگی را تعریف و به طور روشن و بدون ابهام به آدمیان ارایه نماید. اما واقعیت این است که بشر غافل دیروز و امروز نمی خواهد سخن حق را بشنود و در راه مستقیم حق  گام نهاده و بدون نگرانی از گم شدن به پیش رود.

بشر امروز ، مانند کودکی است که به همراه کودکان دیگر در کوچه مشغول خاک بازی است و نمی داند که خاک ، منشاء انواع بیماری های کشنده و خطرناکی است که می تواند او را نابود کند و این کودک ، به هشدارهای پدر و مادر و اطرافیانش توجه نمی کند !

حال با فهم و درک قدرت لایزال مذهب که مخالفان ادیان نیز به آن معترفند ، آیا باز هم می توان گفت اقدام دین باورانه ی حضرت اباعبدالله(ع) در راه زنده کردن و استمرار ارزش های انسانی ، کاری پوچ و بی فایده بود؟

باید این نکته را پذیرفت که کار شگرف امام حسین(ع) برای این نبود که پس از شهادت به شهرت جهانی دست یابد و نام وی در تاریخ بشریت با عظمت ماندگار شود . خیر، آن حضرت با اقدام به موقع و تدبیر بی نظیری که به خرج داد تلاش نمود تا هر نوع آلودگی را از دامن تاریخ بزداید و باعث پیشرفت آن شود.

تمام حادثه ی کربلا در روز عاشورا ، حداکثر در چند ساعت روی داد و مدت سفر آن حضرت از مدینه تا کربلا ، هفت ماه ـ رجب ، شعبان ، رمضان ، شوال ، ذی القعده ، ذی الحجه ، محرم ـ به طول انجامید . اما همین مدت کوتاه ، چنان اثر بزرگ و عمیقی از خود بر جای نهاد که بهترین دانشگاه  برای همه ی بشریت است.

داستان کربلا ، یک رمان پر کشش و پر از فراز و نشیب نیست ، بلکه حقیقتی انکارناپذیر است که می تواند جان آدمی را چنان به سوی مراتب برتر معنوی و فهم متعالی سوق دهد که پیش از آن سابقه نداشته است ، همچنان که « زهیر بن قین » که شخصیتی طرفدار عثمان ، دشمن علی بن ابیطالب(ع) و طرفدار معاویه و عضو سابق حزب شیطان است ، طی یک برخورد منطقی ، صادقانه و محبت آمیز چند دقیقه ای با امام حسین(ع) به یک انسان طرفدار حق و مشتاق شهادت  تبدیل می شود.

آن حضرت ، در مسیر این سفر هفت ماهه ، کلیه ی مباحث اخلاقی و اصول انسانی را در نهایت اخلاص و پشتکار ، عملا به نمایش گذاشت تا عاشقان حقیقت و طالبان انسانیت به ایشان بپیوندند.

اینک در بحث های عاشورایی ، لازم است از روحیه ی مخلصانه ی امام معصوم(ع) و بی اعتنایی به یأس و ناامیدی در هنگام تنهایی و اوج مظلومیت بحث کرده و درس بیاموزیم . زیرا در تاریخ آمده است که ایشان در روز عاشورا، هر چه به لحظات پایانی زندگی خویش نزدیک می شد ، بر آرامش ، اطمینان به نفس ، و شجاعت آن بزرگوار ، افزوده می گشت و سبب می شد که دشمن از دیدن چنین حالتی در وی دچار تعجب شود.

یکی از بزرگترین درس های کربلا ، عدم وجود « ضعف مدیریت » در امام(ع) ، طی زمان روی دادن یک « بحران » بزرگ به وسعت و شدت واقعه ی عاشورا است .

مورخ دشمن می گوید : من ندیدم کسی این تعداد از فرزندان، برادرزاده، خواهرزاده، اصحاب و یارانش، شهید شوند و آن همه ناگواری و مصیبت پیرامون او را بگیرد ولی این اندازه حالت شادابی و نشاط داشته و با نیرویی همانند یک جوان قدرتمند ، نبرد کند و احساس خستگی به وی راه نیابد .

امام حسین(ع) در کربلا ، محبت تدریس می کند تا نشان دهد که اسلام دین رحمت و تشیع ، مذهب محبت است.

علی بن طعان محاربی می گوید : من از سپاهیان « حر بن یزید ریاحی » بودم و آخر از همه رسیده و خیلی تشنه بودم. هنگامی که امام حسین(ع) تشنگی من و اسبم را دید ، فرمود : « ای برادر، شتر را بخوابان » . آنگاه یک مشک آب به من داد و اشاره کرد که آب بنوش.

او می گوید : « از بس سراسیمه بودم که در آن لحظه نمی دانستم چگونه باید از آن استفاده کنم » . امام(ع) به نظاره ی من ایستاده بود و زمانی که ناتوانی ام را دید ، خودش بلند شد و آمد و کمک کرد تا به راحتی آب بنوشم.

کمک حضرت به آن مرد دشمن، به بشریت نشان می دهد که «هر انسانی حق حیات دارد، حتی اگر دشمن باشد».

همین نکته ، یکی دیگر از بزرگترین درس های تاریخ است. تاریخی که در گذشته و امروز شاهد بوده و هست که پادشاهان و قدرت های بزرگ جهانی چگونه از آب آشامیدنی به عنوان یک اسلحه ی بسیار مهم بهره می برند و برای دستیابی به منابع آب شیرین کشورها چه جنگ هایی به راه می اندازد.

امام حسین(ع) ، نشان داد که چگونه یک انسان می تواند بر روی هوا و هوس خود پای بگذارد و فقط به خداوند تکیه کند. او با حضور در کربلا ، به جهانیان آموخت همانگونه که نمی توان «زندگی» را به بازار دادوستدهای مرسوم و رایج برد ، کرامت ، شخصیت و حیثیت بشر را نیز نمی توان فروخت یا به دیگران انتقال داد. زیرا شخصیت و حیثیت، یک نعمت الهی است و هیچکس حق ندارد برای نگهداری آن سهل انگاری نماید.

دین اسلام ، به ما می گوید : « تو حق نداری حیثیت و شرف خویش را بفروشی و در معرض تبادل با پول ، مقام ، شهوت و… قرار دهی ».

امام حسین(ع) بهای کرامت و بزرگواری انسانیت انسان را به بشر آموخت و به وی یاد داد که انسان آزاده کسی است که ذلت تحمیل شده از سوی دشمن خدا بر خود را برنتابد و در برابر ظالمان به هیچ عنوان کوتاه نیاید.

اباعبدالله(ع) به انسان های تمام اعصار و دوران ها آموخت : همانطور که نمی توان انسانیت ، شرافت و شخصیت را از زندگی بشر حذف یا تضعیف نمود ، «دین» را نیز نمی توان از دایره حیات بشری ، بیرون کرد و نادیده گرفت.

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر

*

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

تولیدکنندگان استان در صف اول قطع برق؛

کریم خرسندی مژدهی

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

مدیر مسئول روزنامه کیهان نوشت:

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

متاسفم مطلبی برای نمایش وجود ندارد