گیلانیان
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ Wednesday, 10 August , 2022
دسامبر 19, 2012 کد خبر : 15593 دسته‌بندی نشده

یلدا ، بلندترین شب سال

شب چله ، حکایت زندگی است

شب چله ، حکایت زندگی است

گیلانیان : شب چله بود، باد شمال موجهای خزر را تازیانه می زد ، مادر بزرگ بقچه ترمه اش را از صندوق چوبی یادگار مادرش بیرون کشید ، قرآن سفره عقدش را بوسید و بر آن نهاد ، انارهای یاقوتی گلپر نمک زده را درون ظرف بلورین جهیزیه اش ریخت .
کاس آقا شوهرش هندوانه را درون مجمع بزرگ مسی گذاشت و خواند : ‘ امشو، شب چله ، خانم جیر پله ، چاقو بزنیم هندونه کله ‘ و به سرخی هندوانه لبخند زد .
در کتاب گیلان از چله به عنوان گرامیداشت شب اول زمستان که‌از فردای آن تاریکی کاستی می‌گیرد و خورشید هر روز قدری بیش از روز پیش بر جهان روشنایی می‌افکند، یاد شده است .
در فرهنگ مردمان گیلان سه ماه زمستان به دو چله تقسیم می‌شود ‘پیله چله’ یا چله بزرگ که از اول دی آغاز و تا دهم بهمن ادامه می یابد و ‘ کوچه چله ‘ که از دهم بهمن تا ‪ ۲۰‬اسفند است . پیله چله را در گویش عامیانه ‘پیله برار’ ( به معنی برادر بزرگ ) نیز می گفتند و معتقد بودند در این مدت هوا سرد و گزنده و احتمال بارش برف زیاد است و برفی که در این مدت می بارد نیز دیرتر آب می شود .

‘کوچه چله’ نیز با بارش برف و باران و کولاک همراه است ولی مردم معتقد بودند از آنجا که این ایام به بهار نزدیک است زمین ، سردی خود را از دست می دهد .

مردم گیلان بر این باور بودند که اگر در سالی چله خشکی شود یعنی برف کم ببارد و روزهای آفتابی فصل زمستان بیشتر باشد سال بعد زراعت خوب نخواهد بود و مردم و دامهایشان دچار بیماری می شوند .

در برخی نقاط گیلان این باور وجود داشت که همه آبهای جهان در لحظه ای نامعین در این شب منجمد می شود و هرکس آن لحظه را دریابد هر مرادی داشته باشد و از خدا بخواهد برآورده می شود .

آنها بر این باور بودند که زود خفتن در این شب شگون ندارد و موجب کسالت و تنبلی فرد می‌شود .

در گذشته مادر بزرگهای گیلانی حاصل دسترنج و هنر کدبانوگری و آشپزی خود را بر سفره ضیافت شب چله می گذاشتند .

مادرها بذرهای هندوانه و خربزه را که از تابستان جمع کرده بودند بو می دادند و با برنج و عدس برشته و مغز گردو بعنوان آجیل بر سفره می نهادند .

به جز هندوانه و انار اغلب مردم که در حیاط خانه هایشان درخت به ، کونوس ( ازگیل ) و خوج ( نوعی گلابی جنگلی ) و پرتقال داشتند با همان میوه ها از میهمانها پذیرایی می کردند .

قدیمی ها معتقد بودند هر کس شب چله هندوانه بخورد تابستان احساس تشنگی و زمستان احساس سرما نمی کند .

آب کونوس یا ازگیل کال رسیده شده در آب نمک و آب خوج گلابی جنگلی تهیه شده به همین شیوه ، از دیگر خوراکی های محبوب این شب بود .

شیرینی شب چله نیز کاکا ( نوعی شیرینی ساده مخلوط شیر و آرد و تخم مرغ و یا کدوی حلوایی پخته ) بود و بسیاری از کدبانوها هم به این مناسبت نان کشتا ( مخلوط کدوی حلوایی پخته ، تخم شنبلیله ، آرد ) می پختند .

مادرها به تعداد افراد خانواده شمع می خریدند و با تاریک شدن هوا درون یک سینی روشن می کردند تا زندگی اعضای خانواده روشن و عمرشان طولانی باشد .

‘ فریدون نوزاد ‘ پژوهشگر گیلانی از فال پوست هندوانه می گوید که نزد جوانهای دم بخت طرفداران زیادی داشت ، به این شکل که برش نازکی از پوست محل اتصال هندوانه به ساقه را می‌بریدند و آن را به چهار مثلت تقسیم می‌کردند ، فال‌گیرنده پوست‌ها را در دست می‌گرفت و بعد از نیت از پشت سر خود به مقابل می‌انداخت ؛ هرچه رویه‌های سبز بیشتر بود فال گیرنده به مراد دلش نزدیک تر بود .

آن روزها که تلویزیون هنوز به خانه ها راه پیدا نکرده بود قصه گوهای فامیل شمع محفل بودند ، قصه فرخ لقا ، ، امیر ارسلان نامدار ، دختر شاه پریان ، کدوی قلقله زن ، رستم و دیو سفید نه تنها بچه ها که بزرگترها را هم سرگرم می کرد .

آنها که عروس عقد کرده داشتند هدایایی شامل پارچه چادری و لباسی ، شیرینی ، میوه و آجیل را طبق زده و به خانه دختر پیشکش می بردند .

خوش صداهای فامیل هم در این شب با خواندن ترانه های گیلکی که عمدتا روایتگر زندگی و رویاها و شادی هایشان بود همه را به سر شوق می آوردند .

خانواده هایی که فرد با سواد داشتند فال حافظ می گرفتند که برای آن ارج و قرب بسیار قائل بودند و فال گیرنده می گفت : ای خواجه شیرازی، تو محرم هر رازی! ما طالب یک فالیم، ترا قسم می دهم به شاخه نباتت که نیت فلانی را روشن کن .

کوچکترها نیز در قدیم به فندق بازی ، گردو بازی ، شاه وزیر بازی ، گل یا پوچ بازی در این شب می‌پرداختند .

اکنون اما همه چیز در بازار مهیا است و پول حلال مشکلات است ، میوه و شیرینی و آجیل آماده را می خریم و به خانه می آوریم ولی هنوز هم شب چله در تنهایی معنا نمی دهد .

کوچکترهای خانواده نزد بزرگترها و پدر و مادرها می روند و تا پاسی از شب را با شادی در کنار هم سپری می کنند ، هنوز هم هندوانه و انار پای ثابت ضیافت شب چله است .

گرچه امروز تلویزیون و رایانه جای بسیاری از هم صحبتها را گرفته اما شب چله هنوز در جمع معنا می یابد .

حافظ نازنین در کنار ما امید می دهد که ‘ روز هجران و شب فرقت یار آخر شد/زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد .’

زندگی از آن هنگام قدیم تا امروز همچنان جاری است ، یک روز بر سفره شب چله پدرانمان می نشستیم و روزی فرزندانمان در کنار ما شب زنده داری می کنند .

گیلانی ها که سربلندی را از کوههای دیارشان و حیات و تکاپو را از موجهای خزر میراث برده اند باور دارند که پایان شب سیه سپید است حتی اگر بلندترین شب سال و شب چله باشد

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر

*

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

تولیدکنندگان استان در صف اول قطع برق؛

کریم خرسندی مژدهی

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

مدیر مسئول روزنامه کیهان نوشت:

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

متاسفم مطلبی برای نمایش وجود ندارد