گیلانیان
یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱ Sunday, 27 November , 2022
نوامبر 14, 2012 کد خبر : 14788 دسته‌بندی نشده

نقدی بر صنعت چای کشور

قصه ی پر غصه چای

قصه ی پر غصه چای

اختصاصی گیلانیان: از زمان کاشت نخستین نهال چای در کشور بیش از یک قرن می گذرد. پس از آن با تأسیس سازمان چای کشور در سال ۱۳۳۷ با هدف کمک به تولید کننده و صنعت چای کشور ، تولید و فرآوری چای در کشور رونق گرفت . در طی سالهای مختلف هراز چندگاهی مدیریت و نوع تفکر در نحوه تولید ، فرآوری و بازرگانی صنعت چای دچار تحولات بعضاً اساسی می گردید .
از حدود نیم قرن پیش خرید برگ سبز چای و تولید و بازرگانی آن در انحصار دولت درآمد ولی سیستم ناکارآمد دولتی که متأثر از تغییر و تحولات مدیریتی، عدم برنامه ریزی مدون بلندمدت (و حتی میان مدت ) ، عدم وجود بازار رقابتی تولید و بازرگانی چای ، نداشتن مدیریت برذائقه مصرف کننده و بالطبع تغییر آن به چای خارجی و عوامل متعدد دیگر سبب گردید این نوع نگرش بر نحوه اداره این صنعت کهن ، پاسخگوی نیازهای تولید کننده ، مصرف کننده و سایر عوامل دست اندر کار این کشت و صنعت نبوده و حتی سبب انباشت ده ها هزار تن چای خشک در انبارها گردد.
لذا دولت و مسئولین وقت با امعان نظر به موارد مذکور ، تصمیم به تهیه و اجرای طرحی مبنی بر واگذاری امور چای به بخش خصوصی و تعاونی ها گرفت که متأسّفانه طرح مذکور بدون مهیا بودن زمینه های فرهنگی ، ایجاد بستر های لازم و اجرای پایلوت آن و از ابتدای دوره ی بهره برداری سال ۱۳۷۹ درکل مناطق چای کاری استان های گیلان و مازندران به مرحله اجرا درآمد .
طرحی که با ایده های آرمانی می آمد تا این صنعت را از رکود خارج و به رشد و پویایی برساند ، دراجرا به دلایل مذکور و همچنین عدم جامع نگری لازم ، عدم اجرای بندهای اساسی طرح ( از قبیل خرید چای های فروش نرفته توسط دولت ) ، عدم استقبال و نیز پشتیبانی نامناسب از اجرای طرح و عوامل دیگر که مجال طرح آن در اینجا نمی گنجد به بیراهه رفت و خیلی زود از اهداف پیش بینی شده خویش فاصله گرفت .
هرچند دولت در طی دوره ی پنج ساله پیش بینی شده اجرای طرح ( درسالهای ۷۹ الی ۸۴ ) با صرف هزینه های گزاف در قالب پرداخت تسهیلات با سود بالا به مدیران کارخانجات چایسازی جهت خرید برگ سبز و تولید و فرآوری آن و پرداخت کمک بلاعوض به چایکاران جهت به زراعی باغات چای کوشید تا این صنعت درگذر از سیستم دولتی به خصوصی راه خود را پیدا نموده و در مسیر رشد و تعالی رهنمون گردد ، ولی درعمل به نتیجه مطلوب نرسید .زیرا دولت حمایت هایی که به سیستم دولتی داشت در بخش خصوصی دریغ کرد در نهایت پس از اینکه طرح اصلاح ساختار تشکیلاتی چای کشور ، طرح انتقال دین کارخانجات بدهکار به تشکل های کارخانجات چایسازی و طرح پنج ساله پرداخت کمک بلاعوض به چایکاران ، نتوانست موفقیتی کسب نماید و حتی سبب نارضایتی گسترده چایکاران ، مقروض شدن و تعطیلی کارخانجات چایسازی و رکود بی سابقه ی صنعت چای داخلی ، واردات بی رویه و بی سابقه سالیانه صدها هزارتن چای قاچاق خارجی به کشور ( بدون هیچ نظارت بهداشتی و پرداخت عوارض گمرکی ) و سایر مشکلات متعدد دیگر از قبیل رهاسازی باغات چای توسط چایکاران مأیوس و ناامید از آینده و تغییر کاربری اراضی چایکاری گردید ؛ عملاً نقطه پایانی برطرح خصوصی سازی صنعت چای بود .
این شرایط حساس که نیاز به متولی متخصص با هدایت مدیران دلسوز جهت حل بحران به وجود آمده در منطقه را داشت ، دراقدام شتاب زده دیگر بحران صنعت چای با پاک کردن صورت مسئله که همانا انحلال کامل سازمان چای کشور ، عدم حمایت از چایکار و چایساز بود ، وارد مرحله ی دیگری شد . مجلس شورای اسلامی که وضع را به این شکل دید با هدایت و حمایت نمایندگان محترم استان گیلان وارد عمل شد و دولت را ملزم به خرید تضمینی برگ سبز چای و چای خشک از ابتدای سال ۱۳۸۴ نمود و این روند با خرید برگ سبز چای و فروش یارانه ای آن به کارخانجات چایسازی طرف قرارداد و تحویل چای خشک ( به میزان بدهی کارخانجات بابت خرید برگ سبز ) از آنان تا سال ۱۳۸۸ تداوم یافت .
در طی این سالها که مجدداً خرید تضمینی چای صورت گرفت به دلیل انحلال سازمان چای کشور ، سازمان مرکزی تعاونی روستایی کشور مسئولیت این وظیفه خطیر و مهم را با بهره گیری از کمترین امکانات و عدم آشنایی با چای به عهده گرفت که متأسّفانه از سال ۱۳۸۴ الی ۱۳۸۸ مشکلات عدیده ای جهت کشاورزان و کارخانه داران در بخش تولید و صنعت چای که متأثر از بی تدبیری و عم اجرای مصوبات دولتی توسط دولتی ها بود به وجود آمده و متأسّفانه  بازار هم باهمان روند سنتی خود به جای اینکه به تولید داخل توجهی کند همچنان نفع خود را در فروش و ارائه چای های وارداتی بزک کرده به رنگ و اسانس می دید روی خوش به چای داخلی نشان نداد که این حرکت بی برنامه نیز راه به جایی نبرد و نتیجه مطلوبی دربرنداشت فلذا مشکلات چای کشور همچنان باقی ماند و سبب شد تا دولت محترم به این نتیجه رسید که متولی دیگری دوباره مهیا نماید که ابتدا با راه اندازی اداره ی کل چای شمال و سپس ارتقا آن به سازمان چای کشور آن هم در مرکز چای کشور (لاهیجان ) که تلاش های بی شائبه ی مسئولین وقت استانی را نباید نادیده گرفت.
امیدواری ایجاد شد که چای ایرانی با همت مدیران و کشاورزان و مسئولین دوباره قامت راست نمود و کیفیت بی نظیر خویش را باردیگر (همانند قدیم ) به رخ جهانیان بکشاند ولی متأسفانه چنین نشد و هرمسئولی فارغ از مشکلات چایکاران و تولید کنندگان به ارائه آمار و عملکرد می پردازد که علی رغم تلاش های فراوان خروجی مناسبی که بتواند سبب ارتقاء و بهبود وضع این صنعت باشد نداشته است که نمونه هایی ازاین گله مندی ها را هر از چند گاهی توسط نمایندگان و مسئولین محترم و نیز در رسانه های جمعی  و جراید و تحقیقات علمی و پژوهشی می بینیم .
هم اکنون چای داخلی همچنان به دلیل تغییر ذائقه ی مصرف کنندگان عدم رغبت تجار و خرید و عرضه ی آن در بازار ، مقرون به صرفه نبودن کشت و کار چای ، بالا بودن هزینه های تولید و ده ها عوامل دیگر از این دست ، همچنان بی فروغ باقی مانده است درعوض آن چه که در چند سال اخیر به وضوح مشاهده می گردد ، روند تخریب و رها سازی و تغییر کاربری باغات چای ، فرسودگی و پیری بوته های چای ، کاهش شدید بهای چای داخلی ( که بعضاً هیچگونه تناسبی با هزینه های تولید ندارد ) ، افزایش حواله های چای خارجی در بازار ( که در قبال تولید و خرید چای داخلی اعطاء می شود ) و بعضاً انباشت انبارها از وجود چای داخلی می باشد حال در این شرایطی  که باغات فرسوده و خسته از گذر زمان ، تولید کنندگان مأیوس و مقروض به سیستم بانکی و تجار و مصرف کنندگان گریزان از چای داخلی هستند ان شا الله دست اندرکاران محترم بتوانند ضمن استفاده از فرصت ها ، شناخت تهدید ها و عبرت از چالش های گذشته ، با همدلی و تلاش و همیاری کلیه ی دلسوزان و تلاش گران این صنعت دیرینه که سالها دراین صنعت حضوری مؤثر داشته اند ، آنرا مجدداً به پویایی برسانند و دراین مسیر از توانایی های متخصصان ، محققان ، کارشناسان و دست اندر کاران مجرب این صنعت غافل نباشند .
چالشهایی که در بحث تولید – فرآوری و تجارت وجود دارد :
۱ – عدم نظارت و کمک (تسهیلات و آموزش ) در بهزراعی باغات چای به کشاورزان
۲ – عدم نظارت به تولید و فرآوری و کیفیت
۳ – پائین بودن نوآوری و دانش به جهت ارتقاء اصلی تولید و تجارت
۴ – عدم شناخت بازارهای هدف اعم از داخلی و خارجی
۵ – پائین بودن بهره وری-بالا بودن تورم داخلی
۶ – حمایت های نامناسب توسط سیستم های دولتی در بخش تولید –فرآوری و تجارت
راهکارها :
۱ – تأمین منابع مالی چایکاران و چایسازان در جهت بهزراعی باغات و بهینه سازی کارخانجات
۲ – فراهم کردن زمینه های مناسب جهت شناسایی بازار های هدف توسط دولت ( اجرای مصوبات دولتی به طور مثال چای در سبد خانوار و وزارتخانه ها و ارتش و … )
۳ – حمایت و تشویق درنوآوری و توسعه و تعمیق دانش در تولید و تجارت
۴ – گسترش و به روز کردن برنامه های تشویقی در بالا بردن راندمان کیفیت در تولید
۵ – مدیریت در واردات به جهت اختلاط با چای داخلی با رعایت مقدار تولید سالیانه و مصرف سالیانه چای در کشور .

اخبار مرتبط

نظرات

  • باسلام ، تقریبا هر هفته مطالبی درخصوص چای داریم . اما این همه نوشتار برای کشاورزان به پول تبدیل نشد . و کماکان چایکاران زندگی را با مشقت میگذرانند . اگر کشاورز به بانک بدهکار بود مبایست چقدر جریمه میداد. اینگونه از کشاورزی حمایت میشود ؟واقعا اگر آقای رئیس سازمان فقط یک هفته حقوق را با تاخیر دریافت کنند اینگونه ساکت می نشینند ؟

  • باسلام
    و درود فراون خدمت جناب آقای بهمن اصغری حرف دل منو زدی اگه یک هفته این آقایون به اصطلاح کارشناس و خدمتکار مردم حقوق نگیرن به جرات می تونم بگم شهربهم می ریزن .
    فقط دوست دارم این آقایون قبول کنندصنعت چای بخاطرمنفعت یه سری آدما ورشکست اعلام کرده اند باورکنید کم کم باغات چای منطقه خودمون رحیم آباد داره تبدیل به ویلاواسه تهرانیها میشه.
    به مولا کشاورزان دربدبختی و نداری داران زندگی میکنند………………

  • بچه کشاورز رحیم آبادرودسر

    وقتیکه ما تولید کنندگان میتوانیم تولید چای را در حد خود کفایی برسانیم و در حالیکه مرغوبترین چای در جهان را داریم متأسفانه باغات چای ما جز به خرابه ای چیز دیگری تبدیل نگردیده و علت این امر چیزی نیست جز ورود بی رویه ی واردات چای خارجی با اینکه خودمان تولید کننده هستیم در عین حال بزرگترین وارد کننده نیز میباشیم که نتیجه آن هم همین خواهد بود !
    امیدوارم مسئولین با دقت و تأمل لازم به عنوان یک انسان از طبقه ی محروم واز قشر کشاورز چایکار جامعه ما بسیاری از این اقشار همدردم توجه شود و با در نظر گرفتن بنی آدم اعضای یکدیگرند در وجودتان احساس کنید که خدای ناکرده بی توجهی به این مسئله ی مهم باعث محرومیت قشر نشود که در روز جزاء سر افکنده در پیشگاه خداوند و از خواندن نامه اعمالتان ننگت آید شود!
    تسهیلاتی را که سازمان به اصطلاح چای برای کشاورزان چایکار کل استان گیلان و مازندران در نظر گرفته بودند به اندازه ی بهره ی دیر کرد وام هشت نفر از بزرگواران این مملکت که در روزنامه جام جم مطالع داشتم ۴۸۰۰میلیارد تومان میباشد برابری نمیکند؟
    …………………………….
    امیدوارم مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فکری بحال این کشاورزان چایکار بدبخت مفلوک بکنند. اگر میتوانستم همه ی بدبختیهای چایکاران را که چه میخورند چه میپوشند و چگونه زندگی میکنند را به تصویر میکشیدم آنوقت خواهی دانست که چه میکشند.در پایان سخنم با شعری از شاعر گرانقدر که از آه دل مظلوم حکایت میکند به پایان میرسانم:

    آه مظلوم چو سوهان ماند گر خود نبرد برنده را تیز کند

    خداوند یارو یاورتان، کشاورزی از قشر محروم چایکار از بخش رحیم آباد شهرستان رودسر

*

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

تولیدکنندگان استان در صف اول قطع برق؛

کریم خرسندی مژدهی

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

مدیر مسئول روزنامه کیهان نوشت:

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

متاسفم مطلبی برای نمایش وجود ندارد