گیلانیان
یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱ Sunday, 27 November , 2022
جولای 3, 2011 کد خبر : 1626 دسته‌بندی نشده

قهرمان روسری …

قهرمان روسری …

مادرم همیشه سبز بود. بچه که بودم ، او یک روسری داشت که همیشه دوستش می داشت. طرح های متفاوتی در آن بود ،طرح هایی از قهرمانان قصه و من همیشه به این طرح ها خیره می شدم.
شبی یکی از طرح ها جان گرفت . یکی از همان قهرمانان روسری . به دنیای خواب آلوده ی من که تصویر تنها بعد مسخ شده ی لحظات آن بود و به دنیایی که سکوتی کر کننده تمام وسعتش را در بر گرفته بود،رنگی دیگر بخشید.
او خواب و بیدارم را به هم گره زد و من در عجب بودم و پلک هایم را می فشردم. تشخیص خیالی بودن یا واقعی بودن برایم سخت شده بود . قهرمان روسری کارهایش از جنس خواب های من بود اما حسی وجود داشت ،حسی شیرین و خنک که سعی داشت باور کنم که خواب نیستم.لحظات با او بودن  برایم لذت بخش بود و برایم مهم نبود که خواب هستم یا بیدار، چون هیچ وقت مطمئن نشدم.
اما در کنار او بودن را دوست داشتم. مادرم  هم آن روسری را خیلی دوست داشت. با او زیباتر می شد.
اما پدرم روزی بدون دلیل و یا شاید دلیلی که من نمی فهمم او را از سر مادرم کشید .او با تمام تلاشی که برای گرفتن جان آن طرح ها می کرد به چشم های متعجب من خیره شد و گفت :بهترش را می خرم. این روسری کوتاه است و گناه آلود.
غضب صدایش و چشم های سرخش چیز دیگری را می گفت.مطمئن بودم این کار پدر بخاطر حسادت او به آن روسری است. چون مادرم با آن روسری خنده ای بر لب داشت که از رضایت به پدر نبود و پدرم که همیشه همه چیز را برای خودش می خواست ،تنها دلخوشی مادر را گرفت.
آن روز ها بچه بودم . اما حالا بزرگ شده ام و در یکی از همین شب ها تصمیم گرفتم آن روسری را دوباره به خانه بازگردانم تا شاید مادر همیشه سبزم را دوباره با آن روسری خوشحال ببینم و خدا کند این بار رفتار بزرگ تری داشته باشم و نگذارم پدر دوباره آن روسری را از او بگیرد.و من دوباره قهرمان قصه ام را داشته باشم.

اخبار مرتبط

نظرات

  • امان از این بازی روزگار که به هیچ کس وفا نکرد چه آنهایی که خواستند خوب باشند و بذر خوبی بکارند چه آنها که بدی پیشه کردند و تخم کینه کاشتند اما هرچند خوبان می روند اما یادشان همیشه در ذهن ها می ماند و اگر دوباره اسم آشنایی به گوششان برسد به سوی او می شتابند و او را یاری می کنند زیر تاریخ همیشه به یاد ماندنی است چه تلخ و چه شیرین و اما شما آقای همرنگ امیدوارم که این روسری برای همیشه نزد مادرمان بماند و قهرمانان آن بیشتر و بیشتر شوند و این مادرسبزمان زیبا تر

*

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

تولیدکنندگان استان در صف اول قطع برق؛

کریم خرسندی مژدهی

باز هم برق سه فاز “صنایع گیلان” را گرفت!

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

مدیر مسئول روزنامه کیهان نوشت:

برادرانه با برادرانمان امیرعبداللهیان و شمخانی

متاسفم مطلبی برای نمایش وجود ندارد