گیلانیان
دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸ Monday, 22 July , 2019
مرداد ۲۴, ۱۳۹۷ کد خبر : 68434 جدیدترین های صفحه اول خبر ها گفت و گو

مدير موسسه بين‌المللي مطالعات درياي خزر :

کنوانسیون خزر گره‌ای از گره ایران باز نخواهد کرد

کنوانسیون خزر گره‌ای از گره ایران باز نخواهد کرد

گیلانیان : موسسه بین‌المللی مطالعات دریای خزر در تاریخ ۹۷/۵/۲۰ مصاحبه میثم آرایی، مدیر این موسسه را با روزنامه «اعتماد» پخش کرد که عین آن منعکس می شود : 

چرا پس از فروپاشی شوروی سابق این احساس به وجود آمد که کشورهای حاشیه خزر گرد هم جمع شوند و یک رژیم حقوقی را برای آن تدوین کنند؟

اولین دلیل این اتفاق به وجود آمدن مباحث جدید در بحث دریاهاست. به‌طور مثال تحدید حدود مناطق دریایی، استخراج نفت، توسعه صید ماهی‌ها از جمله مواردی هستند که کشورها به دلیل اینکه از درگیری نظامی و امنیتی- سیاسی نجات پیدا کنند به سمت تدوین یک رژیم حقوقی بروند. اما پیش از این کنوانسیون‌هایی در سال‌های ١٩٢١ و ١٩۴٠ به وجود آمد که بخشی از آن مربوط به رژیم حقوقی دریای خزر بود که البته بخش عمده آن ناقص بود و در آن تنها به کشتیرانی و صید ماهی در دریای خزر اشاره شده بود. به همین دلیل راجع به موضوعاتی مانند نفت و گاز که در بستر و زیر بستر وجود دارد هیچ بحثی مطرح نشده بود و باید در خصوص آن تصمیم‌گیری صورت می‌گرفت. پس از فروپاشی شوروی علاوه بر ایران، ۴ کشور دیگر در اطراف خزر به وجود آمد و طبیعتا مباحث مربوط به تجزیه و سهم آنها از سطح، بستر و مباحث مربوط به ماهیگیری تعیین تکلیف می‌شد و اکنون نیز در رژیم حقوقی که به نظر می‌رسد در روز یکشنبه به امضا خواهد رسید، اعضا به دنبال تعیین تکلیف آن هستند.

به نظر می‌رسید به خصوص در دوره دولت اصلاحات کشورهای حاشیه خزر قصد داشتند به صورت ۴ کشور متحد در مقابل ایران قرار بگیرند، اما عملا این اجازه به آنها داده نشد. اکنون نیز به نظر می‌رسد اختلافات اندکی میان ۴ کشور دیگر حاشیه خزر وجود دارد و اختلاف اصلی با ایران است. عمده‌ترین اختلافات بر سر چیست؟

این کشورها به دلیل آن با یکدیگر اختلاف ندارند که عملا در مباحث تحدید حدود و تقسیم دریا میان یکدیگر در دوره شوروی بین جمهوری‌های خودمختار انجام شده بود. اما بعد از تجزیه شوروی نیز چیزی که در دوره شوروی تعیین شده بود را مورد تاکید قرار دادند. ایران نیز آن را قبول نداشت، البته خواسته‌های جدیدی نیز میان آنها شکل گرفته بود. به همین دلیل مباحث جدید و مختلفی مطرح شد. خط مبدا دریای سرزمینی، حدود بستر و زیر بستر (فلات قاره) هریک از کشورها، منطقه ماهیگیری، عرض دریای سرزمینی، انتقال لوله‌های نفت و گاز (ترنس کاسپین که بنا بود گاز از طریق ترکمنستان و قزاقستان به باکو منتقل و به خط لوله تاناپ متصل شود) و بحث محیط زیست دریا از جمله مباحث مورد اختلاف جدی بود و طرفین نیز در طول این سال‌ها پس از فروپاشی تلاش کردند که به سمت حل آن پیش بروند.

برخی کارشناسان معتقدند که برای امضای یک رژیم حقوقی نباید عجله کرد، زیرا اکنون بسترهای سیاسی برای اجرای آن وجود ندارد، دیدگاه شما در این زمینه چیست، آیا وقت مناسبی هست یا خیر؟

نظر کارشناسی ما به دو بخش تقسیم می‌شود که یکی شرایط سیاسی است، زیرا با توجه به اینکه ایران در دوره پسابرجام به سر می‌برد و امریکا نیز از این توافق به صورت یک‌جانبه خارج شده است، نباید فراموش کنیم که امریکا نقش بسیار مهم و پررنگی در روابط خارجی کشورهایی همچون ترکمنستان، آذربایجان و حتی قزاقستان دارد. به همین دلیل فشارهایی از این جهت وجود دارد و از لحاظ سیاسی این احساس وجود دارد که وضعیت در سطح بین‌المللی برای ایران در راستای امضای این کنوانسیون مساعد نیست. اما از دیدگاه حقوقی و فنی نیز ایرادهای جدی به این رژیم حقوقی مطرح است که به ضرر ایران تمام می‌شود. بحث خط مبدا دریای سرزمینی، آن ‌چیزی که ما از رسانه‌های روسی و قزاقستانی متوجه شدیم، اگر فرمولی که آنها مطرح می‌کنند، پیش برود به ضرر ایران تمام می‌شود و خلیج تاریخی ایران و به قول برخی دوستان خلیج‌مازندران عملا نادیده گرفته می‌شود و دیگر آب‌های داخلی نخواهیم داشت. از طرفی دیگر بحث ماهیگیری نیز که منطقه‌ای به عرض ١٠ مایل تعیین شده است، چون ایران در سمت آب‌های عمیق قرار گرفته و سایر کشورها در سمت آب‌های کم عمق قرار دارند و ماهی‌ها بیشتر در آب‌های عمیق قرار دارند، این منطقه به ضرر ما تمام خواهد شد. برخی از کلماتی که در این توافق مطرح شده که بر اساس شنیده‌هاست و متنی از آن منتشر نشده، چندان کامل نیست. به‌طور مثال حضور نظامی نیروهای خارجی ممنوع اعلام شده در صورتی که اشاره‌ای به تردد و عبور آنها نشده است. به همین دلیل امریکا با قزاقستان موافقتنامه امنیتی امضا کرده و حتی یک بندر در اختیار امریکایی‌ها قرار داده‌اند که بتواند تجهیزات خود را به قزاقستان و از آن طریق به افغانستان منتقل کنند. همچنین تضمین‌های کافی در بحث محیط زیست دریای خزر وجود ندارد، منطقه انحصاری اقتصادی در نظر گرفته نشده که این به ضرر ایران خواهد بود. فاکتورهای اصل انصاف که از فاکتورهای تحدید حدود دریایی است به آن اشاره‌ای صورت نگرفته است که این باعث می‌شود ایران دچار ضررهای جدی در این جریان شود.

محدوده دریایی ایران در عمیق‌ترین نقطه خزر قرار گرفته است که عملا استخراج نفت و گاز را با مشکل جدی مواجه می‌کند، آیا به نظر شما سهم ایران به جایی می‌رسد که بتواند در مناطق کم‌عمق‌تر استخراج داشته باشد؟

کارشناسان زمین‌شناسی معتقدند به دلیل اینکه در طرف ایران بستر اقیانوسی قرار دارد، به همین دلیل عملا نفتی در منطقه ایران وجود ندارد. نفت‌ها نیز معمولا در شیب قاره قرار دارند که سمت ایران شیب قاره بسیار کم عرض و محدودی دارد و بیشتر این شیب‌ها به سمت ترکمنستان و آذربایجان است. رویه‌های بین‌المللی به این سمت رفته است که باید در تحدید حدود مناطق دریایی این موارد به عنوان فاکتورهای اصل انصاف مورد توجه قرار گیرد که در این مورد می‌توان به مساله تونس و لیبی در مساله دریای مدیترانه اشاره کرد که دیوان دادگستری بین‌المللی دراین خصوص نظر خود را مطرح و به این اصل نیز اشاره می‌کند. شکل تقعر ساحل ایران نیز باعث می‌شود که در این زمینه ضرر کنیم. از همین رو ما اصرار داریم که به سمت رویه‌های بین‌الملل سوق پیدا کنیم که این باعث می‌شود بتوانیم به سهم بیشتری از بستر و به منابع نفتی و گازی بیشتری دست پیدا کنیم.

آیا این شرایط در کنوانسیون جدید برای ایران در نظر گرفته شده است؟

با این کنوانسیون متاسفانه خیر، زیرا بر اساس شنیده‌هایی که از مقام‌های سایر کشورها به دست آمده و آن را رسیدگی کردیم، عملا باعث می‌شود که سهم قابل قبولی به ایران نرسد که این سهم عموما در بخش عمیق قرار دارد و نفت و گاز بسیار کمی در این محدوده وجود دارد.

موضوع دیگر که بسیار مورد توجه افکار عمومی قرار دارد، سهم ایران از دریای خزر است. در طول سالیان درصد‌های متفاوتی مطرح شده است، از ١٩ تا ٢٠ درصد گرفته تا ١١درصد و حتی در برخی موارد ۵٠ درصد نیز مطرح شده است، سهم واقعی در نظر گرفته شده برای ایران به چه میزان است؟

در این کنوانسیون اینکه سهم کشورها از دریا به چه میزان است، مشخص نشده و حتی فرمولی برای تعیین آن نیز به توافق طرفین نرسیده است. کشورها بر اساس این کنوانسیون باید کشورهای مجاور و مقابل رودرروی یکدیگر به صورت دوجانبه قرار گیرند و راجع به این موضوع تصمیم‌گیری کنند. در سطح بین‌المللی نیز استانداردهایی برای تحدید حدود به صورت هندسی، جغرافیایی و ریاضی وجود دارد که بر اساس این فرمول‌ها و اگر موادی که فعلا در این کنوانسیون ظاهرا گنجانده شده است تصویب شود، بعید می‌دانم سهم ما به آن چیزی که ما ٢٠ درصد می‌گوییم، برسد و بسیار کمتر از آن خواهد بود البته ١١ درصد هم نخواهد شد ولی همان میزان سهمی که به ایران می‌رسد در مناطق عمیق خواهد بود و این مشکل برای ایران به وجود خواهد آمد. مگر اینکه موادی به این کنوانسیون اضافه شود که برخی از مواد حقوق بین الملل را که مبتنی بر اصل انصاف است را در خود قرار دهد، آن زمان با استناد به این مواد خط مبدا دریای سرزمینی را جلو ببریم و پس از آن سهم بیشتر از بستر و زیر بستر داشته باشیم.

طبق این کنوانسیون برای تعیین سهم باید وارد مذاکره با ترکمنستان و آذربایجان شویم. آیا فضایی وجود دارد که بتوانیم به یک توافق دوجانبه دست پیدا کنیم؟

قطعا خیر و شاید ۴٠تا۵٠ سال هم به طول بینجامد.

این رژیم در نهایت چه فایده‌ای می‌تواند داشته باشد؟

فایده این رژیم در آن است که کلیات را به تصویب می‌رساند و یک‌سری از مواد را در خود جای داده که می‌تواند پیش‌زمینه توافق‌های دوجانبه را فراهم کند. با توجه به آن چیزی که بر اساس شنیده‌ها در کنوانسیون وجود دارد، توافق ما با طرف‌های آذری و ترکمنستانی را سخت خواهد کرد که اصلی‌ترین چالش نیز خط مبدا دریای سرزمینی است.

چرا کنوانسیون در یک سکوت خبری پیش برده شده و به مرحله امضا رسیده، اگر بناست این رژیم در سطح سران به امضا برسد، چرا در اختیار حداقل محافل تخصصی قرار نگرفته که بتوان آن را دقیق‌تر مورد تحلیل و بررسی قرار داد؟

هر ۵ کشور به صورت کاملا سری این مذاکرات را پیش می‌برند و تمام دولت‌های این کشورها متهم به همکاری، اهمال و حتی شاید خیانت هستند، زیرا تئوری افسانه‌ای سهم ۵٠ درصدی ایران از دریای خزر، دقیقا عکس آن ٨٩ به ١١ درصد در کشورهای تجزیه شده از شوروی سابق مطرح است و آنها نیز اعلام می‌کنند که باید به افکار عمومی پاسخگو باشیم. ما هم اعلام می‌کنیم که باید به مردم پاسخگو باشیم. از همین‌رو این مسائل باعث شده است که مذاکرات در یک سطح مخفی‌کاری غیرقابل باور کنوانسیون تنظیم شود و بعید هم می‌دانم که آن را پس از امضا منتشر کنند و شاید آن را موکول به تصویب در پارلمان‌ها کنند.

این محرمانه بودن چه کمکی خواهد کرد؟

هیچ کمکی نخواهد کرد و چالش‌ها از نظر من به جلو منتقل می‌شود و آن را در آینده گسترده‌تر و بزرگ‌تر خواهد کرد. به صراحت باید گفت که ایران هیچ کنوانسیونی به این مهمی را در طول ۵٠ سال گذشته به امضا نرسانده است و حتی درجه اهمیت برجام یک‌دهم آن است، زیرا در برجام گفت‌وگو بر سر حقوق مسلمی بود که قصد جلوگیری از آن را داشتند و اگرچه بخشی از آن محدود شد اما این محدودیت‌ها در یک تا دو دهه می‌تواند برطرف شود. اما در این کنوانسیون بحث سرزمینی مطرح است. یعنی چیزی را می‌دهید یا چیزی را می‌گیرید که شاید تا سده‌ها هیچ تغییری در آن صورت نگیرد. در اروندرود تنها به خاطر یک بازه ١٠ کیلومتری، ٨ سال با عراق وارد جنگ شدیم که خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به کشور وارد کرد. در اینجا نیز خدایی نکرده یک معاهده غیر کارشناسی می‌تواند یک چالش جدی را طی ٣٠-٢٠ سال آینده برای کشورها ایجاد کند. پس باید با احتیاط در این زمینه پیش رفت.

شما معتقدید که این کنوانسیون حقوقی گره‌ای از گره‌های خزر باز نمی‌کند؟

گره‌ای از گره ایران باز نخواهد کرد ولی برای طرف‌های مقابل یک کنوانسیون ایده‌آل خواهد بود، زیرا به آنها اجازه داده شده است که یک خط مبدا دریایی سرزمینی متناسب با شرایط خودشان تهیه کنند و به دلیل اینکه ساحل مقعر و پایین‌ترین سطح جزری داریم به ضرر ما تمام خواهد شد. اکنون منطقه ماهیگیری برای آنها در نظر گرفته و منطقه مشترک آبی تعیین می‌شود که عملا این مناطق تحت استیلای ایران بود و اجازه ماهیگیری به آنها داده نمی‌شد. اما امروز با این کنوانسیون می‌توانند ماهیگیری آزاد داشته باشند که کار را برای ما سخت خواهد کرد و از طرفی دیگر انتقال خط لوله ترنس کاسپین که تا کنون ما با آن مخالف بودیم نه تنها یک چالش زیست محیطی بلکه ژئوپلیتیکی ایجاد خواهد کرد، زیرا بناست این گاز به اروپا صادر شود و هر نوع چالشی برای این خط لوله تبدیل به چالش اروپا، ناتو و امریکا تبدیل خواهد شد و برای دفاع از منافع خود پای آنها در خزر به مانند خلیج‌فارس باز خواهد شد.

منبع: روزنامه اعتماد

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر

*

خسارت باران به ۲۳ هزار هکتار از شالیزارهای گیلان

مدیر امور زراعت جهاد کشاورزی گیلان :

خسارت باران به ۲۳ هزار هکتار از شالیزارهای گیلان

شرکت آب و فاضلاب روستایی به انتظارات مردم گیلان پاسخ نداد

نماینده مردم آستانه‌اشرفیه و کیاشهر :

شرکت آب و فاضلاب روستایی به انتظارات مردم گیلان پاسخ نداد

شیوع بیماری ورس در ۱۰ درصد از شالیزارهای استان گیلان

مدیر امور زراعت جهاد کشاورزی گیلان :

شیوع بیماری ورس در ۱۰ درصد از شالیزارهای استان گیلان

– نوروزHomayoun Shajarian – Norouz