Saturday، 18 May 2024 | شنبه، 29 اردیبهشت 1403
1 2

گیلانیان : «تعبیر وارونه یک رؤیا»یک مجموعه تلویزیونیاست به کارگردانی فریدون جیرانی که از شبکه یک سیما،شنبه تا چهارشنبه پخش می شد

اگر در تیتراژ این مجموعه نام فریدون جیرانی را به عنوان نویسنده و کارگردان حذف کنیم، بیننده تصور خواهد کرد که این مجموعه ساخته یک کارگردان تازه کار و بی تجربه است.

با توجه به داستان مجموعه و تبلیغاتی که در زمان ساخت این مجموعه در رسانه های مختلف صورت گرفته بود و صحبتهایی که کارگردان و تهیه کننده فیلم در خصوص ویژگی های این مجموعه در مصاحبه های خود عنوان می کردند و از طرفی با شناختی که از فریدون جیرانی در طول این سالها به واسطه کارگردانی آثار سینمایی همچون من مادر هستم، سالاد فصل، ستاره ها و ... وجود داشت چشم انتظار یک مجموعه خوب با استانداردهای روز بودیم. حتا حضور بازیگرانی همچون داریوش ارجمند، امیر جعفری، فرهاد قائمیان و پانته آ بهرام نوید تماشای یک مجموعه تلویزیونی جاسوسی عاشقانه خوب را می داد.

اما آنچه در عمل و از همان قسمت اول پخش این مجموعه بیننده با آن مواجه شد، چیزی درست بر خلاف انتظار بود.

به گفته کارگردان « فیلمنامه این سریال بر مبنای اطلاعات واقعی و ماجراهای اتفاق افتاده در ایران، بدون اغراق در شخصیت پردازی ها و فقط با اضافه کردن تعلیق داستانی و روابط خانوادگی قهرمانان قصه و حتی قهرمانان خارجی داستان نوشته شده است. در واقع در این سریال ملودرام و فضای جاسوسی با هم ادغام شده اند و در عین حال این مجموعه روایتگر یک ماجرای عاشقانه تلخ هم هست.»

اما در عمل نه تنها کارگردان این مجموعه در نشان دادن این مؤلفه ها موفق نبوده بلکه با نشان دادن شعاری و تصنعی آنها چه در شخصیت پردازی ها، چه در دیالوگها و چه در بازی بازیگران، باعث شده است تا در بیننده حس پیگیری داستان را از بین ببرد.

کارگردان در این مجموعه گویا منظور از تعلیق در ساخت مجموعه های جاسوسی پلیسی را درست متوجه نشده است. تعلیق در داستان یعنی در انتظار نگهداشتن تماشاگر است برای دریافت آنچه درادامه روایت خواهد آمد و از عناصر مهم داستان به شمار می رود. اما در این مجموعه کارگردان کش دادن بی دلیل صحنه ها را به عنوان تعلیق استفاده کرده است و تا اندازه ای در این امر زیاده روی می کند که حوصله ببیننده را سر می برد و حتی به نیت کارگردان در استفاده از این نوع تعلیق ها برای طولانی تر شدن مدت زمان سریال شک می کند!

بحث بعدی در نگارش دیالوگهای این مجموعه است. استفاده فراوان از دیالوگهای مصنوعی و شعاری توسط بازیگران، درست در صحنه هایی که انتظار ندارید، باعث شده است که بیننده تصور کند که در حال تماشای یک برنامه مناسبتی و یا یک مجموعه سفارشی است! تصویر حرکتهای خشک و بدون احساس بازیگران به هنگام ادای این دیالوگها نیز بر تشدید این نقص افزوده است.

بحث بعدی ضعف نویسنده فیلمنامه در شخصیت پردازی و مهم تر از آن در پردازش داستان سریال است. غیر ملموس و قابل باور نبودن شخصیتهای داستان از نقاط ضعف مهم این مجموعه است. شخصیت ماموران اطلاعاتی بسیار ناشیانه و کلیشه ای پرداخته شده است که این امر در شخصیت پردازی « عزیز » با بازی امیر جعفری و « مصطفی » با بازی داریوش ارجمند به خوبی خود را نشان می دهد. همین ضعف در شخصیت پردازی باعث شده است تا نقش آفرینی بازیگران مطرحی همچون داریوش ارجمند، امیر جعفری، قاسم زارع، فرهاد قائمیان و پانته آ بهرام که از هنرپیشه های شناخته شده و موفق سینما و تلویزیون هستند و بینده با حضور آنها انتظار یک مجموعه خوب را دارد، زیر سئوال برود.

شخصیت دو مأمور ارشد و کارشناس وزارت اطلاعات که نقش آنها را داریوش ارجمند و امیر جعفری بازی می کنند، آنچنان مبتدی پرداخته شده است که تصور بینده را نسبت به یک مأمور واقعی اطلاعات دچار تردید می کنند.

شخصیتهایی فاقد شم پلیسی و اطلاعاتی،عاجز از توانایی تحلیل اطلاعاتی و امنیتی که بعضی وقتها حتا به مأمور بودن آنها دچار شک می شویم.

عدم پرداختن به شخصیت روانبخش با بازی فرهاد قائمیان که مشخص نیست چرا و چگونه جاسوس شده است نیز از این امر مستثنا نیست. شاید بتوان تنها شخصیتهای کمی باور پذیر این مجموعه که البته در شخصیت پردازی آنها هم غلو شده است، به « هاشم جاوید »با بازی فرزین صابونی و « رویا » با بازی الهام کردا اشاره کرد. به هر حال شخصیت پردازی نامناسب در این مجموعه بر بازی هنرپیشه های آن هم تاثیر خود را گذاشته به طوری که شاهد بازی خوبی از هنرپیشه های مطرح آن نیستیم.

ضعف فیلمنامه باعث شده است تا کارگردان از ارائه یک روایت درست و منطقی بر اصول باور پذیر بودن اتفاقهای داستان برای مخاطب عاجز بماند.

اتفاقهای روی داده در داستان آنچنان بدون دلیل و منطق در سریال نمایش داده می شود که مخاطب علناً احساس می کند که به شعور او توهین می شود که اوج آن در قسمت پایانی نمایش داده می شود.

مأموران اطلاعاتی ( عزیز و مصطفی ) بعد از عملیات تعقیب و گریز خودروی حامل بَدَل برازنده و همسرش با هلی کوپتر و توصیه اکید به راننده ماشین مبنی بر توقف در سمت راست جاده !! و گرفتن اقرار به وسیله یک سخنرانی فرهنگی اخلاقی توسط مصطفی و در ادامه پس از یک جدال لفظی به غایت مُهمَل بین عزیز با مصطفی که مافوق عزیز است، او تنها و پیاده به خاک ارمنستان می زند، به خانه امنی می رود، پشت لب تاپ می نشیند و یهویی مقر تروریست ها را کشف  می کند و درشهری که اصلاً مأمور پلیسی حضور ندارد، به آنجا حمله می کند و همه را می کشد و ...  داستان با ترانه « ای ایران » به منظور حماسی جلوه دادن آن پایان می پذیرد.

شاید محتمل ترین سئوالی که بعد از تمام شدن این سریال برای مخاطب در ذهن او ایجاد می شود این پرسش باشد که هدف از صرف هزینه، ساخت و نمایش این سریال در رسانه ملی چه بود؟ آیا منظور نشان دادن فداکاریها و رشادتهای مأموران اطلاعاتی و امنیتی کشور بود یا پاسداشت شهدای هسته ای کشور ؟

متاسفانه دست اندر کاران این سریال در ابتدایی ترین اهداف خود که همانا ساختن یک سریال منسجم با استانداردهای روز باشد، موفق نبودند چه برسد به اینکه بخواهند در خصوص فداکاریهای سربازان گمنام امام زمان (عج ) و یا پاسداشت شهدای هسته ای حرکتی انجام دهند.

آنچه در این سریال از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی نمایش داده شد، یک سیستم اطلاعاتی امنیتی ضعیف و مبتدی است که نیروهای آن در برخورد با پدیده های تروریسم و جاسوسی حتی اصول پایه و اولیه حفاظت امنیتی را رعایت نمی کنند، در حالی که همه به این نکته اذعان دارند که ایران یکی از قوی ترین سیستمهای امنیتی و اطلاعاتی به لحاظ تجهیزات و نیروهای خبره را در منطقه دارد.

به هر حال انتظار می رود همانند سریالهای موفق «پازل» و «آسمان من»که با همین مضمون توسط رسانه ملی ساخته و نمایش داده شده است، سازمان صدا و سیما با همکاری وزارت اطلاعات و استفاده از مشاوره کارشناسان متخصص در حوزه امنیت در ساخت چنین سریالهایی بیشتر نظارت داشته باشد تا در آینده شاهد ساخت و نمایش چنین سریالهای ضعیفی در حوزه اقتدار اطلاعاتی و امنیتی کشور نباشیم.

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان