Sunday، 21 July 2024 | یکشنبه، 31 تیر 1403
1 2

گیلانیان | اخیرا شبکه باران اقدام به راه اندازی یک برنامه چالشی به نام (پاسخ) نمود تا مسئولان را در برابر پرسش های مغفول مانده مردم پاسخگو نماید؛ با توجه به اینکه دو قسمت از این برنامه پخش شد با استقبال مردم به ویژه فرهیختگان مواجه شد به نحوی بینندگان این شبکه به ویژه آنانیکه به فرموده حضرت امام علی (ع) زبان گفتن و یا پای رفتن به نزد مسئولان را نداشتند منتظر چنین برنامه ای بودند. در دومین برنامه که اختصاص به سازمان جهاد کشاورزی داشت موارد قابل تاملی به این شرح مطرح شد:

گیلان حد اقل دارای دو محصول استراتژیک به نام های برنج و چای است که اولی 35 درصد و دومی 90 درصد نیاز کشور را تامین می کند .

البته سال‌های نه چندان دور سهم برنج گیلان در کشور 37 ، 38 درصد نیاز کشور بود ولی به مرور زمان مصائبی دامنگیر این محصول استراتژیک شد که درصد آن تقلیل پیدا کرد.

یک زمانی گیلان بعنوان قطب کشاورزی شناخته می‌شد ، بعدا این رتبه در اولویت دوم قرار گرفت و جایش را به صنعت داد تا اینکه از هر دو عقب ماند و برای جبران مافات امروزه برای گیلان قطب گردشگری تبلیغ می شود که الحمد الله به سبب سوء مدیریت این استان از این سه امتیاز بهره چندانی ندارد.

چهارشنبه شب گذشته رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان در برنامه (پاسخ) شبکه باران ضمن بی جواب ماندن در مورد برخی سوالات مجری، سطح زیر کشت برنج استان را 238 هزار هکتار اعلام کرد و حاضر نشد رقم درستی را اعلام نماید و وعده به نقشه برداری هوائی قبل از برداشت محصول داد .

سازمان جهاد کشاورزی ، شیلات، منابع طبیعی همه زیر مجموعه وزارت جهاد کشاورزی هستند، چگونه شیلات برای حفظ ذخایر آبزیان با هزینه خودش سالانه چندین میلیون ماهی تکثیر و رها سازی می‌کند، منابع طبیعی برای توسعه درختکاری میلیون‌ها نهال رایگان توزیع می‌کند ولی جهاد کشاورزی کاسبکارانه عمل می‌کند و بذر شالی را متناسب با اوضاع و احوال جاری طی سال‌های 1402 و 1403 به ترتیب در بازار بیش از 70 و 40 هزار تومان به کشاورز می‌فروشد در حالیکه از بذر جهاد کشاورزی برای سال زراعی بعدی نمی توان نشاء تهیه کرد زیرا به قول یکی از صاحبان بانک نشاء این بذور در سال زراعی بعدی قادر به جوانه زنی نیستند !

حتما آقای رئیس با مطالعه اسناد موجود در سازمان متبوع خود می‌داند این استان تا دهه 70 حدود 220 هزار هکتار اراضی شالیزاری داشت که علی رغم ساخت و ساز دو طرف راه‌های بین شهری، احداث راه‌های مختلف زمینی و ریلی جدید ، الحاق روستاها به شهرها ، شهرک سازی در روستا و فروش اراضی شالی و باغات چای به غیر بومی‌ها و سبز شدن ویلاهای متعدد مثل قارچ در اراضی گیلان، ناگهان سطح زیر کشت برنج از 220 هزار هکتار به 238 هزار هکتار رشد پیدا کرد .

شاید بر این سیاق است که رشد در سازمان جهاد کشاورزی گیلان یک روش مهم مدیریتی شد و متولیان این سازمان باید از آن تبعیت کنند؛ بعنوان مثال زمانی که رییس سازمان چای کشور در سمت معاون جهاد کشاورزی انجام وظیفه می‌کرد سالی نبود که قبل از درو شالی رشد تولید حتی به میزان بیش از 20 درصد را اعلام نکند .اینک که ایشان در سمت معاون این سازمان انجام وظیفه می‌کند سالی نیست که از رشد تولید چای سخن نگوید و بیشترین مانور ایشان بر روی برداشت برگ سبز چای نباشد.

اگر تکیه کلام بازیگر سریال پایتخت که در برخورد با  مخاطب خود می‌پرسید : "رو به رشدی"؟ از یاد نبرده باشید می توان به قول یکی از همکاران رسانه ای ما گفت این (رشد) چنان شامل حال این معاون شد که بر اثر همین تبلیغات از معاونت سازمان جهاد کشاورزی استان به ریاست سازمان چای کشور (رشد) نمورد وگرنه در محصولات کشاورزی (رشدی) حاصل نشد ! بعنوان مثال:

با این همه اعلام رشد تولید برنج از دهه 70 تا کنون، یعنی از زمانی که اداره کشاورزی مستقل و سطح زیر کشت برنج گیلان 220 هزار هکتار بود و چه امروز که این سازمان به جهاد کشاورزی تبدیل شد و سطح زیر کشت به 238 هزار هکتار افزایش یافت تولید برنج سفید گیلان از مرز 750 هزار تن رشد نکرد الا اینکه طرفداران ایده (رشد) یکی در وزارتخانه دارای سمت شد و دومی در سازمان چای کشور به منصب رسید، و شاید سومی هم در مسیر  ارتقاء منصب باشد.

و اما تولید چای کشور که در سال 1370 به مرز 70 هزار تن می‌رسید بر اثر سوء مدیریت و سود جوئی عوامل متعدد به حدود 9 هزار تن در سال 96 کاهش یافت آن وقت آقای (رشد) بدون توجه به عقبه تولید چای در سال 1400 با تولید بیش از 25 هزار تن چای خشک مدعی رشد 25 درصدی می‌شود!؟

خدا پدر آن بازاری را بیامرزد وقتی از او پرسیدند : حاصل ضرب 2 در 2 چند می‌شود؟ بدون پرده پاسخ داد : اگر می‌خواهی بخری 5 تا و اگر می‌خواهی بفروشی 3 تا می‌شود؟! ولی این حضرات نه خریدارند ، نه فروشنده چرا و به چه دلیل اعلام رشد می‌کنند خود حدیث مفصلی است از این مجمل.

در مورد سطح زیر کشت باغات چای از دائر و بایر و رها شده و تازه آباد یک رقمی ولو به اختلاف وجود دارد ولی در بخش برنجکاری گیلان همین آمار متناقض هم وجود ندارد .

عوامل متعددی از قبیل : سوء مدیریت در بخش کشاورزی ، واردات بی‌رویه و بی‌موقع برنج و چای حتی چند برابر نیاز سالانه، کوچک شدن اراضی شالیزاری بر اثر قانون ارث، گرانی کود و سم، بذر تولیدی جهاد کشاورزی ، افزایش حق بیمه محصولات کشاورزی ، عدم پرداخت غرامت بیمه در موقع مناسب ، بالا رفتن مزد کارگر برنجکاری نشان می‌دهد ممکن است در چند سال آینده برنجکار گیلانی سرایدار غیر بومی‌ها شود و امنیت غذائی کشور متکی به واردات کذائی این دو محصول به خطر افتد . اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً

نویسنده:
مدیر مسئول
همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان