Sunday، 08 February 2026 | یکشنبه، 19 بهمن 1404

اختصاصی گیلانیان - شاید خیلی ها نمی خواهند به این مهم توجه نمایند هر چند نفر از افراد غیر بومی مهاجر با استفاده از سهمیه استخدامی گیلان در این استان استخدام شوند در حقیقت به همان تعداد از ردیف حقوقی اختصاصی استان کسر و در مقابل از آمار بیکاران استان های افراد غیر بومی مهاجر کم می نماید و برای جبران این امتیاز از دست رفته چقدر تلاش ها و چشم انتظاری ها باید صورت بگیرد تا چنین سهمیه ای دوباره به گیلان اختصاص داده ، بشود یا نشود !

به تجربه ثابت شد مدیرانی که با استفاده از موقعیت و امکانات تحت اختیار تعدادی از حواریون خود را در این استان استخدام می نمایند برای حفظ نیروهای خود چند ماه قبل از انتقال خود ، ابتدا حواریون را به استان یا شهر مبدأ یا هر مکان دیگر منتقل می نمایند سپس خودشان تشریف می برند و در نتیجه برای استان چیزی جز " کاسه چه کنم " باقی نمی ماند !

یکی از عمده عوامل مؤثر در کسب مقام چهارم بیکاری گیلان در کشوری همین قاعده بازی مدیریتی است که برخی از جماعت گیلانی نه تنها به آن توجه ندارند بلکه ناخواسته با این عمل مدیران همسوئی دارند !

شکی نیست که برخی از گیلانیان حامی گروه مشاوران استانداری گیلان نمی دانند که در چارت سازمانی این اداره فقط 3 مشاور پیش بینی شده و در اصلاحیه ای هم که اخیر ابلاغ شده و هنوز شرایط اجرائی آن معین نشده ، این رقم به 4 نفر افزایش یافته است !

مثل اینکه این دوستان نمی خواهند بدانند منظور امام جمعه موقت رشت که اعلام کرده اند : " گفته می شود مدیری 30 نفر مشاور دارد و حد اقل 15 مشاورشان را من سامان دارم ، کی ایشان وقت می کند با اینها ملاقات نماید " گروه مشاوران استانداری گیلان است ؟!

البته امام جمعه موقت اطلاع ندارند تشکیل لشکر مشاوران کم کم در حال جا افتادن است ، وقتی فرماندار فلان شهر گروه مشاوران تشکیل می دهد و با رفتنش همین مشاوران می مانند فرماندار جدید که نمی داند با آنها چه کند ؟ چرا در مرکز استان لشکری از مشاوران تشکیل نشود !؟

حال اگر از مشاوران غیر بومی بازنشسته که از حقوق مکفی و امکانات رفاهی عالی تام و تمام برخوردارند بگذریم ، گروه مشاوران غیر بومی جوان نیز جوان هستند و برای آینده خود آرزو ها دارند ، چاره ای ندارند از دایره مشاوره به مقام مافوق خود خارج و با مصاحبه های لحظه به لحظه خودی بنمایانند بلکه بتوانند زمینه استخدام خود شان را یکی پس از دیگری با استفاده از سهمیه اختصاصی استان زرخیز مهیا نمایند ؟!

از این رو تمام تلاش حضرات بر این است که وانمود نمایند : " همه چی آرومه " و اوضاع کار و اشتغال به حدی عالی است که مقام چهارم بیکاری گیلان کذب محض است و نرخ بیکاری 16.6 درصد توطئه دشمنان است و خلاصه اینکه چون گیلان با کمبود مدیر مواجه هست و کارهایش زمین مانده ، از سر اجبار ناگزیرند برای ساماندهی امور نیروی مدیریت جوان و صفر کیلومتر مهاجر بپذیرد !

البته مطلعی می گفت اگر نرخ بیکاری پنهان و مشاغل کاذب را به نرخ بیکاری 16.6 درصد گیلان بیفزایند بطور قطع نرخ بیکاری استان سر بفلک خواهد زد !؟

مدعیان عدالت محوری و مهرورزی حتما شنیده اند : " چراغی که به خانه رواست ، به مسجد حرام است " وقتی استان از حیث بیکاری در مرحله بحران قرار دارد و مدعیان ایجاد 104 هزار فرصت شغلی در سال 90 حاضر نیستند اسامی و مشخصات مشاغل ایجاد شده را اعلام نمایند برای رو نشدن دست شان تا جذب مشاوران مهاجر است ولاغیر !!

جای سؤال است وقتی استانی مثل گیلان با بحران بیکاری مواجه است چگونه روا می دارند جوانانش همچنان بیکار بمانند و اگر نگوییم در اثر بیکاری دچار لغزش شوند ، به سختی روزگار بگذرانند ولی بیکاران اقصا نقاط کشور به ظرفیت های خالی اشتغال استان حمله کنند و پس از کسب شغل و جاه و تثبیت موقعیت شغلی به استان های خود یا جای بهتر منتقل شوند ؟

"چو فردا نامه خوانان نامه خوانند" چه کسی پاسخگوی اینهمه حق کشی ها خواهد بود ؟

این ظلم نه تنها به جوانان جویای کار استان روا می شود بلکه فرزندان شهدای گیلان هم از این فیض بی بهره نیستند .

 به عنوان مثال طبق آخرین آمار هم اکنون 19 نفر از فرزندان شهدای گیلان با مدرک لیسانس و بالاتر و حدود 120 نفر دیگر با مدرک دیپلم و زیر دیپلم بیکار هستند . فرزندان کسانی که در راه حفظ انقلاب و برقراری عدالت و آزادی مردم این سرزمین از جان شان گذشتند ؛ چگونه هست با توجه به حضور این یادگاران شهدا یک فرزند شهید گیلانی در تیم مشاوران غیر بومی استاندار حضور ندارند ولی از سهمیه اشتغال استان فرزندان شهید غیر بومی چنان از مواهب اشتغال استان بهره مند می شوند که یکی هنوز مراحل استخدامیش به پایان نرسیده وعده انتصاب به فلان سمت مدیر کلی به وی داده می شود ؟

جدید الاستخدامی که مشق کارمندی می کند و هنوز حکم استخدامش امضا نشده بیاید بر مسند مدیر کلی تکیه بزند ولی فرزند شهید بومی با مدرک کارشناسی ارشد و تجربه کار چند ساله در همان اداره شایستگی آن پست را نداشته باشد ؟! این است معنی شایسته سالاری ؟

چه اشکالی دارد یک نفر از 19 نفر فرزند شهید بیکار گیلانی که دارای مدرک لیسانس هستند به جای این غیر بومی استخدام و یا آن فرزند شهید فوق لیسانس کار آزموده مدیر کل شود ؟ مگر نه این است که در شرایط مساوی اولویت با بومی است ؟ آیا جوانگرائی در شعار باید پیاده شود و یا در عمل  ؟

خلاصه کلام اینکه در دوره مدیریت ارشد استان که این همه سنگ فرزندان شهید به سینه زده می شود چند فرزند شهید گیلانی جذباستانداری که نه ، به عنوان مشاور استاندار برگزیده شدند که آقا دو فرزند شهید از استان های دیگر را با خود همراه آورده و در حال اتمام کار استخدامی آنهاست  ؟

 
همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان